
خلاصه داستان:
زنی 28 ساله به نام "اِما سوان" پسری دارد به اسم "هنری" که او را 10 سال پیش رها کرده و برای فرزندخواندگی گذاشته است. این پسر حقیقت پشت پرده شهر "استوری بروک" رو از کتاب افسانه ها متوجه میشود و به دنبال مادر واقعیش می گردد و او را پیدا میکند و به این امید که بتواند متقاعدش کند که دنیای افسانه ها را نجات دهد. هنری معتقد است "اِما" دختر "شاهزاده دلربا" و "سفیدبرفی" است و والدینش برای محافظت از او در مقابل نفرین "ملکه شیطانی" او را به این دنیا فرستادند. این دو وارد شهر "استوری بروک" در ایالت "مین" میشوند. به نظر میاید این شهر دنیایی موازی برای شخصیت های افسانه ای خود است که در حقیقت این شخصیت ها در این شهر به صورت مردم عادی زندگی میکنند و از هویت و زندگی واقعی شان خبر ندارند.(ویکی پدیای فارسی)
سریال Once Upon a Time (روزی روزگاری) محصول کشور آمریکا که از شبکه ی ABC است که از سال 2011 پخش آن آغاز شده.این سریال فانتزی توسط ادوارد کیتست و آدام هاروویتز ( نویسندگان سریال لاست) خلق شده است و اتفاقات سریال در شهری خیالی با ساکنانی از افسانه های پریان شکل می گیر.سریال تا فصل 7 ساخته شده است.
من این سریال را دیدم و به شخصیتهای داستان عادت کردم و دوستشان داشتم ولی فصل 5 قسمت 18 برایم مشخص میشود این سریال اهداف دیگری هم به غیر از سرگرم کردن مردم دارد.
هیج سایت ایرانی و فارسی این سریال را به بصورت جدی نقد نکرده است و من یک منتقد متخصص و آشنا با سینما نیستم فقط نظرم رو درباره این سریال مینویسم.

از فصل اول همینطور دائم از شخصیتهای مختلف می شنویم که فقط بوسه عشق حقیقی میتواند طلسم ها را باطل کند.
ناگهان شخصیت خیالی و محبوب داستان شنل قرمزی (روبی) همجنسباز از اب در می اید و دختری به اسم کانزاس را مبوسد!
من یکبار دیگه به فصلهای قبلی دقت کردم دیدم روابط ای که در این سریال ترویج میشه ایراد داره
بل همسر(زن) دوم پوست چروکین یا جادورگر سیاه تکلیفش با خودش مشخص نیست هم زمان عاشق جادورگر سیاه و یک دزد دریایی به اسم کاپیتان هوک است و هر وقت یکی از ایشان در دسترس نیست به سمت ان یکی میرود!

رابین هود هم یا دو خواهر به اسامی زلینا (جادوگر شرو) و رجینا (ملکه شیطانی) رابطه داره

در داستان به راحتی زنان مثله توپ فوتبال میان مردان پاس کاری میشن و اسمش عشق میگذارن یا یک اشتباه و تصادف
مردان در این سریال اگر غیرت و تعصب داشته باشن نشانه خوبی نیست و مرد خوب ان مردی معرفی مشه که اگر زنش خیانت کرد بی تفاوت باشد و فراموش کند.

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان