اگر کسی غیر از مشایی کنار احمدینژاد بود آیا تا به حال اسنادی از فسادهای اقتصادی و اخلاقی و امنیتی او منتشر نشده بود تا بتوانند با توسل به آن از سد بزرگ احمدی نژاد بگذرند؟!
چه کسی است که نداند اگر یک برگ سند از بقایی و مشایی و احمدینژاد وجود داشت بدون محاکمه آنرا در تمام رسانههای داخلی و خارجی منتشر میکردند و بعد با توسل به آن جوّی احساسی راه میانداختند و چوبههای اعدام آنها را در خیابانهای تهران برپا میکردند؟!
چه رسد به آنکه محاکمۀ غیرعلنی برگزار کنند و به فکر آرامش و امنیت ملت و آبروی آن سه مرد باشند که هیچگاه نبودهاند!
انتقادهایی از این جنس که اصلاً مشایی و بقایی اگر معصوم هم بودند احمدینژاد برای حفظ هوادارانش هم که شده و برای کاهش حاشیهها میبایست آنها را کنار میگذاشت.
یا اینکه احمدینژاد نمیبایست اعتبار و آبرویی که به برکت رأی مردم و حمایت رهبری از ایشان به دست آورده بود را خرج مشایی و یا بقایی میکرد و میبایست این اعتبار و آبرو خرج انقلاب و رهبری میشد.
برای پاسخ به این گونه انتقادات بسیار لازم و ضروری است که علّت هجمهها و فشارهای وارد آمده به احمدینژاد را به طور صحیح متوجه شویم و سپس سایز توطئه و بعد از آن پیامدهای توطئه علیه وی را به خوبی درک کنیم.
درست است مخالفتهای صورت گرفته با احمدینژاد را با ایجاد مناقشههای کذایی و به موازات آن سر و صدای زیاد رسانهای، از ناکارامدی و کوتولگیِ سیاسی و ایجاد بحران اقتصادی گرفته تا ایستادگی در برابر رهبری جلوه میدهند، اما تنها علّت و دلیل این هجمۀ تمام عیار به احمدینژاد "اعتلای" کاملاً محسوس انقلاب در مدت هشت سالۀ ریاست جمهوریاش در بعد داخلی و خارجی و "ایستادگی" بر سر "آرمانها" و "ارزشهای" امام و انقلاب و رهبری است. چنانچه بیشمار مسئول در کشور وجود دارند که بینهایت نسبت به احمدینژاد ناکارامدتر بوده و بارها به صورت نرم یا به طرز رسمی در برابر رهبر معظم انقلاب و خواستههای ایشان ایستادگی کردهاند و امروز هم در آرامش مشغول همان کارها هستند.
اگر به این مسائل توجه داشته باشیم آنوقت است که ارزش کار "بقایی" و علت حمایتهای احمدینژاد از وی را به خوبی متوجه خواهید شد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان