زاویه آشکار ِاصولگراها با رهبری در مهم ترین مبانی نظام!
اینجا صراحتا خود ولی فقیه دارد میگوید آقا یک گروهی از بین خود شماها میخواهد مرا به تصمیم برساند، میخواهد مرا به عدول از مبانی انقلاب اسلامی، مجاب کند. اینها چه کسانی هستند؟ نباید در مورد اینها آژیرهای خطر به صدا در بیاید؟! آقا چه میفرمایند؟ می گویند منِ ولی فقیه خودم را موظف میدانم، وظیفهی شرعی خودم میدانم که که آحاد مردم، تکتک افراد جامعه، را دعوت کنم و از آنها خواهش کنم که بیایند پای صندوقهای رای. این را ولی فقیه دارد میگوید. مرجع تقلید ما دارد میگوید؛ یک متفکر بزرگ اسلامی معاصر دارد میگوید. این که یک حرف ژورنالیستی که نیست. این که کلام یک آدم سیاست زده یا تکنیسین سیاست ورزی فلان نهاد که نیست. ما میگوییم او نائب امام زمان است. یعنی او دارد مبانی صحیح و دقیقِ تفکر وحی و ولایت را برای ما تبیین میکند. بعد ببینیم ساز و کار هایی که در جامعه به نام اصولگرایی دارد تدارک میشود، اینها خلاف مبنای رهبری است ! بیشتر از اقناع بر اغوا متکی است.بیشتر از رای آگاهانه بر مشارکت کور مبتنی است.
بعد همچنان بگوییم اینها اصولگرا هستند. کدام اصولگرا؟ کدام اصول؟
بعد همان ها نعل وارونه بزنند و بگویند علی تنهاست! بله، علی تنهاست، در بین شما اصولگراها تنهاست. در مهمترین مسائل فلسفه سیاسی جمهوری اسلامی، شما با او دچار زاویه شدید. یا نمیفهمید، یا میبینید اگر بفهمید، به نفعتان نیست.
فهم درست از جمهوریت نظام
فهم درست از جمهوریت نظام، از مردم سالاری دینی، این چیزی است که کمکم دارد در بین حزباللهیها به کیمیا تبدیل میشود. این خیلی خطرناک است؛ در حالیکه بخش مهمی از مبانی انقلاب اسلامی، مربوط به تبیین جمهوریت در نظام دینی است. هم از سوی امام(ره) ، هم از سوی مقام معظم رهبری اینها چیزهایی است که کسانی که امروز در این مقطع میخواهند وارد فضای دفاع از مبانی انقلاب اسلامی بشوند، باید تشخیص بدهند و در موردش، به یک اولویت گذاریای برسند.؛ چون شما ممکن بود همین دوره آموزشی را مثلا در سال شصت داشته باشید، یا سال مثلا هفتاد و پنج داشته باشید یا سال هشتاد داشته باشید. الان در سال نود و شش وقتی دارید یک دوره را برگزار میکنید ، حواستان باشد که اگر درک درست و دقیقی از آسیب شناسی امروز جامعه و نسبتش با مبانی انقلاب اسلامی نداشته باشیم شاید آن چیزی که که امروز می خوانید و مطالعه می کنید و بحث می کنید و در موردش به جمع بندی می رسید درست نتوانید در میدان عمل اجتماعی به کار بگیرید .
شاید بخشی از انرژی شما هرز برود .بنابراین “مسئله شناسی” مهم است.
خدا رحمت کند مرحوم اقای علی صفایی(ع-ص) را که گفته بود قرآن مثل دارو خانه است شما نمی توانید وارد دارو خانه شوید همه را از یک کنار شروع کنید خوردن بعد بگویید داروست دیگر! نه؛ ممکن است بمیرید! اگر کسی می خواهد نسخه بدهد باید بیماری را درست تشخیص بدهد آسیب را درست بتواند تبیین کند و بعد بر اساس مبانی و معارف دینی بتواند برای این مسائل جواب پیدا کند.
یک بحث بسیار مهم دیگر در حوزه سلوک انقلابی و سبک زندگی انقلابی بحث اخلاق است – فکر کنم پارسال هم که خدمت عزیزان “مدرسه انقلاب” بودم تذکر دادم به مقداری که به عقل ناقصم می رسید- واقعا انسان وقتی وارد فضاهای عملیاتی تر و فضاهای مدیریتی می شود می بیند که یکی از مشکلات اساسی ما بحث اخلاق است.
حزب اللابی ها و غارت اخلاق اسلامی و انقلابی
در بین آن حزب اللابی هایی که گفتم در برابر جریان زلال و ریشه دار تفکر حزب اللهی کم کم شکل گرفته؛ برخی اوقات اخلاق به تاراج می رود.
اصلا آغاز قصه آفرینش چگونه است؟ اولش با حسد شروع می شود .آقای شیطان میگوید چرا این؟
پس از هبوط باز دوباره، برادر برادر را می کشد بخاطر حسد.
ما هم از بنی آدمیم دیگر، شما می بینید در این لابی ها در این قبیله بازی هایی که به اسم اصول گرایی شکل می گیرد این رذائل به وضوح به چشم می آید ، هرچند بخواهیم انکارش کنیم .
معصوم فرمود رذیله حسد آنچنان ایمان را می خورد مثل این که آتش هیزم را. الان شما می بینید در سطوح مختلف از پایتخت تا فلان شهر دور افتاده مرزی، صورت قضیه این است که بحث ما بر سر اصول است ولی یک مقدار که ورود می کنید می بینید که بخش عمده ای هم بحث های نفسانی و بازی های بچه گانه است که متاسفانه حاد هم هست .
برتری طلبی بی مبنا و معضل ” بچه تهرون ” ها یک مسئله واقعی و جدی و یکی از مهم ترین عوامل شکست در جبهه انقلاب است. کسانی که بی هیچ حجتی خودشان را به شکل اتوماتیک بالاتر و دیگران را ” شهرستونی” و شهروند درجه دو تلقی می کنند.
در پایتخت که به شکل بیمارگونه و فاجعه آمیزی با این واقعیت مواجهیم ؛ یک عده هم که تنه شان به تنه اینها خورده در هر شهرستان و استانی احساس” بچه تهرون ” بودن پیدا کرده اند.
اگر تقوا وجود نداشته باشد اگر خویشتن پایی وجود نداشته باشد اگر خود سازی وجود نداشته باشد و اگر فقط ادعا وجود داشته باشد و دائم دنبال ظاهر سازی باشیم و هر روز عنوانی درست کنیم و یک اسمی را علم کنیم بدون اینکه در واقع متصف به یک ویژگی ممتاز دینی شده باشیم؛ آن وقت خیلی اتفاقات فاجعه آمیز در راه خواهد بود.
خطبه متقین را امیرالمومنین علیه السلام برای چه کسی گفته اند؟ برای مثلا قبایل آمازون گفته اند؟ برای اهالی توکیو گفته اند؟ برای اسکیموها گفته اند؟ بله برای آنها هم گفته اند چون آنها هم ابناء بشرند و ان شاالله باید تحت پرتو خورشید ولایت قرار بگیرند ولی اول از همه برای ما شیعیان گفته اند.
امیرالمومنین علیه السلام بیش از ۱۰۰ صفت برای متقین می شمارند.
« تلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ » بسیاری از فسادها نتیجه برتری طلبی ها است.
شما چه می بینید در فضای سیاست ورزی اصولگرایی؟
آیا قصه برتری طلبی یک قصه حادی هست یا نه؟ یا می خواهیم همچنان تعارف کنیم با هم؟
کسانی بدون داشتن کمترین صلاحیتی یا اصلحیتی، با پروپاگاندا، با زور، با تشکیلات ، با جنگ روانی ، با وابستگی به فلان امکانات ، می خواهند همچنان خودشان را برتر از دیگران قرار دهند ، خوب این فساد می آورد!
بعد می فرماید: وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ
اینها می گویند باید نتیجه گرا بود ، خوب به تصریح قران؛ نتیجه و عاقبت هم ، برای متقین است. نتیجه در طول تقواست نه در عرضش!
اگر می خواهید به آن آسیب ها دچار نشوید به متقین نزدیک شوید.
بیش از ۱۰۰ صفت امیرالمومنین علیه السلام در خطبه متقین برای پرهیزگاران برمی شمارند ما به چندتایش متصفیم؟
این بحث ها کجا انجام می شود؟ این همه دوره برگزار می شود کجایش اخلاق گفته می شود؟
آن قدر که فلسفه سیاسی غرب می خوانیم یا تکنیک انتخاباتی و سیاسی یاد هم می دهیم ، گاهی اوقات یک دهم یا یک صدمش اخلاق اسلامی نمی خوانیم ، بعد می خواهیم برای انقلاب و امامی سینه بزنیم که اولین کتاب هایش” اربعین حدیث” و “جنود عقل و جهل” است.
مگر شما می توانید بگویید که آن کتاب ها با صحیفه نور نسبت ندارد؟ افتخار ما این است که صحیفه نور را کسی گفته و نوشته است که مصباح الهدایه، آداب الصلاه و سر الصلاه را نوشته است اما اگر همه این ها را جارو کنیم و بگذاریم کنار معلوم است ته تهش می ماند یک سری مباحث ژورنالیستی سطحی سیاسی و صبح تا شب توی تلگرام داریم می چرخیم و اراجیف به همدیگر فوروارد می کنیم.
در همین یکی دو هفته اخیر ببینید چند بار ذهن ما را همین جوری با همین بازیهای سیاسی و تبلیعاتی بالا و پایین بردند در گیر کردند یک موضوع می آید تا دو سه روز دغدغه ذهنی من و شما هست باز کنار می رود و دوباره موضوع بعدی همین جور موضوع بعد موضوع بعد و… شده ایم خس هایی بر امواج رسانه های مجازی بعد می خواهیم کشتی انقلاب را هم مثلا نجات بدهیم.
وحی مُنزَل و آسیب شناسی مومنان
اگر ما عدالتخواه هستیم ، دنبال آرمان ها هستیم قرآن می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُون»
خدا به ما هشدار می دهد که دو آسیب ممکن است شما را دچار کند.
از دو طرف ممکن است شما به ضد خودتان تبدیل شوید و دیگر نتوانید آرمان ها و موازین حق و عدل را درست دنبال کنید .یکی می گوید: «وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا» در مقابل رقیب خودتان،کسی که از او بدتان می آید و با او زاویه دارید و…از مسیر عدالت و انصاف خارج نشوید!
این قرآن است!
این که دیگر مقاله کیهان و پست تلگرامی رجانیوز نیست که بگوییم این که وحی منزل نیست، اتفاقاً این وحی منزل است!
«وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا»
در جای دیگر باز همین عبارت را آورده و در کنارش می گوید : ” یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ ” از عدل بگویید ولو بر خلاف منافع شخصی و جناحی و باندی شما باشد.
چقدر به این ما ملتزم هستیم؟
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان