|
نوشته اصلي بوسيله hamed1988
![]() ما ترسناکیم |

|
و هر کداممان به شکلی و در بزنگاهی صورت هیولاگونمان را نشان می دهیم. بزنگاهی مثل قتل یک دختربچه که این روزها هیولای درون بسیاریمان را نمایان کرده است. هیولاهایی اغلب به ترسناکی همان قاتل متجاوز که حالا قتل این دختر اسباب بی نقابیشان شده. چه آن که برای ماهی گرفتن از آب خون آلود، بی حجابی را سبب قتل کودک هفت ساله می داند، چه آن دیگری که این اتفاق شوم را به گردن والدینش می اندازد و چه آن یکی که در صفحه اش نوشته باید با زن وکودکان آن قاتل همان را کرد که او با آن دختر کوچک کرده بود! قاتلان زیادی هر روز در فضای مجازی سرگرم جنایتند و به چشم ما نمی آیند... |


|
از کی و چگونه این همه ترسناک شدیم؟ بلکه از ابتدای تاریخ هم همین بوده ایم و تنها در آن روزگار هر کس نمی توانست به لطف یک گوشی و پشت نقاب یک پیج درونیات وحشتناک خود را همگانی کند. از یاد نبریم که تماشای مفرح مراسم گردن زدن و پوست کندن و شمع آجین کردن و به دار کشیدن سبقه ی طولانی در تاریخمان داشته. ما قرنهاست ترسناکیم و دردا که امروز هم در آینه ی جهان مدرن چهره های ترسناکمان را نمی بینیم. جماعت خشمگینی که «سنگسار» را به فریاد طلب می کنند، مانند قاتلی که دختر هفت ساله را بی نفس کرده ترسناکند. |
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان