دو هزار روز است كه نتوانسته ايم به اين دعواي خانوادگي خاتمه دهيم. دو هزار روز است نتوانسته ايم اين استخوان را از لاي زخم بيرون بكشيم. دو هزار روز است دنيا به ما بابت اين مساله مي خندد و ما را در حل اختلافاتمان ناتوان مي بيند. من جاي زندانبانها خسته شدم. هر روز بنشينيد و زندگي عادي و سرد دو پيرمرد و...
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان