شعرهای صائب تبریزی
یک بار بی خبر به شبستان من درآ
چون بوی گل، نهفته به این انجمن درآ
از دوریت چو شام غریبان گرفتهایم
از در گشادهروی چو صبح وطن درآ
مانند شمع، جامهٔ فانوس شرم را
بیرون در گذار و به این انجمن درآ
دست و دلم ز دیدنت از کار رفته است
بند قبا گشوده به آغوش من درآ
آیینه را ز صحبت طوطی گزیر نیست
ای سنگدل به صائب شیرینسخن درآ
__________________
بزن مطرب که امشب دلبرم مستانه می رقصد
بـت افسـونگـرم لب بــر لب پیمـانه مـی رقصـد
بـده ساقی شراب آتشین مست و خـرابم کن
کـه امشب دلـبرم در مجلس بیگـانه مـی رقصد
گفتگوی هم میهن...
ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید: 152
تاريخ: سه
شنبه
12 مرداد
1395 ساعت: 12:12