چون بوی گل، نهفته به این انجمن درآ
از دوریت چو شام غریبان گرفتهایم
از در گشادهروی چو صبح وطن درآ
مانند شمع، جامهٔ فانوس شرم را
بیرون در گذار و به این انجمن درآ
دست و دلم ز دیدنت از کار رفته است
بند قبا گشوده به آغوش من درآ
آیینه را ز صحبت طوطی گزیر نیست
ای سنگدل به صائب شیرینسخن درآ
بزن مطرب که امشب دلبرم مستانه می رقصد
بـت افسـونگـرم لب بــر لب پیمـانه مـی رقصـد
بـده ساقی شراب آتشین مست و خـرابم کن
کـه امشب دلـبرم در مجلس بیگـانه مـی رقصد
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان