یكى از منكران خدا كه سؤالات پیچیده اى دربارهء خداشناسى در ذهن خود انباشته بود, به حضور امام صادق (ع ) آمد و سؤالات خود را مطرح كرد, و امام به یكایك آن پاسخ داد, به ترتیب زیر:
خدا چیست ؟
او چیزى بر خلاف همه چیز است , كه گفتارم به یك <معنائى >, بر مى گردد, او چیزى است به حقیقت معنى چیز, نه جسم است و نه شكل , نه دیده مى شود و نه لمس مى گردد, و با هیچیك از حسهاى پنچگانه (بینائى , شنوائى , چشائى , بویائى , و بساوائى ) درك نمى گردد, خاطرها به او نمى رسند, گذشت روزگار, موجب كاهش و دگرگونى او نخواهد شد.
تو مى گوئى خدا شنوا و بینا است ؟
آرى شنوا است ولى بدون عضو گوش , و بینا است بدون وسیلهء چشم , بلكه به ذات خود شنوا و بیناست , البته منظورم این نیست كه او چیزى است , و ذات خود شنوا و بیناست , البته منظورم این نیست كه او چیزى است , و ذات او چیز دیگر, بلكه براى فهماندن تو این گونه سخن گفتم , حقیقت این است كه او با تمام ذاتش مى شنود, اما معنى كلمهء <تمام > این نیست كه او جزء دارد, بلكه مى خواهم مقصودم را به تو بفهمانم , برگشت سخنم این است كه : او شنوا, بینا و دانا است بى آنكه صفاتش جداى از ذاتش باشد.
پس خدا چیست ؟
او <رب ّ> (پروردگار), معبود و <الله > است , اینكه مى گویم الله و رب است منظورم اثبات لفظ الف , لام , هاء, راء و باء نیست , بلكه منظور آن حقیقت و معنایى است كه آفرینندهء همه چیز است , و نامهائى مانند: الله , رحمان , رحیم , عزیز, و... اشاره به همان حقیقت است , و او است پرستیده شدهء بزرگ و عظیم .
- هر چیزى كه در خاطر انسان بگذرد, او مخلوق (ذهن ) است , نه خالق .
اگر سخن تو درست باشد, لازمه اش این است كه وظیفهء خداشناسى از ما ساقط شود, زیرا ما فقط به شناختن آنچه كه در ذهن مى گذرد مكلف مى باشیم , آنچه كه ما دربارهء خدا مى گوئیم این است كه : <هر چیزى كه به وسیله حواس , قابل حس باشد و در محدودهء احساس ما در آید مخلوق است (ولى حقیقت خدا قابل درك با حواس نیست , پس او خالق است ).
ذات پاك خدا داراى دو جهت نیست : 1 نیستى 2 شباهت به اشیاء, كه شباهت از ویژگیهاى مخلوق است كه اجزایش بهم پیوسته بوده , و هماهنگى آشكار دارد, داراى پدید آورنده و آفریدگار است , كه آن آفریدگار, غیر از آفریده ها است و شباهت به آنها ندارد, وگرنه مانند آنها داراى صفات آنها مى گردد مانند: پیوستگى , هماهنگى , تغییر, نبود و بود, و انتقال از كودكى به بزرگى , و از سیاهى به سفیدى , و از نیرومندى به ناتوانى و حالات دیگر كه نیازى به شرح آنها نیست .
آیا خدا داراى ذات و خودى است ؟
آرى , جز با ذات و خودى چیزى ثابت نگردد.
آیا خدا چگونگى دارد؟
نه , زیرا كیفیت و چگونگى جهت چیزى است (مثل سفیدى براى كاغذ) و او جهت ندارد, ولى باید در خداشناسى از دو چیز دورى كنیم :
1 تعطیل و نیستى خدا.
2 تشبیه خدا به چیزى , زیرا كسى كه ذات خدا را نفى كند, او را انكار نموده , ربوبیت او را رد كرده , و او را ابطال نموده است , و اگر كسى او را به چیزى تشبیه كند, او را موصوف به صفات ساخته شده كه سزاوار مقام ربوبیت نیست كرده است , بنابراین , كیفیت به این معنى براى او درست نیست , اما توصیف او به كیفیت به این معنى كه او را از دو جهت <تعطیل > (نیستى ) و <تشبیه > بیرون آورد, براى خدا ثابت است .
آیا خدا, خودش متحمل رنج و زحمت كارها مى گردد؟
او برتر از چنین نسبتى است , تحمل رنج , از صفات مخلوق است كه انجام كارها براى او بدون رنج میسر نیست , ولى ذات پاك خدا بالاتر از این تصورات است , اراده و خواستش , نافذ است , و آنچه بخواهد انجام خواهد شد.
گفتگوی هم میهن...
ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید: 102
تاريخ: شنبه
9 مرداد
1395 ساعت: 4:19