تذکر و تنبیهی در باب خداشناسی مان (به مناسبت شهادت صادق آل محمد)

خرید بک لینک
یكى از منكران خدا كه سؤالات پیچیده اى دربارهء خداشناسى در ذهن خود انباشته بود, به حضور امام صادق (ع ) آمد و سؤالات خود را مطرح كرد, و امام به یكایك آن پاسخ داد, به ترتیب زیر:

خدا چیست ؟

او چیزى بر خلاف همه چیز است , كه گفتارم به یك <معنائى >, بر مى گردد, او چیزى است به حقیقت معنى چیز, نه جسم است و نه شكل , نه دیده مى شود و نه لمس مى گردد, و با هیچیك از حسهاى پنچگانه (بینائى , شنوائى , چشائى , بویائى , و بساوائى ) درك نمى گردد, خاطرها به او نمى رسند, گذشت روزگار, موجب كاهش و دگرگونى او نخواهد شد.

تو مى گوئى خدا شنوا و بینا است ؟
آرى شنوا است ولى بدون عضو گوش , و بینا است بدون وسیلهء چشم , بلكه به ذات خود شنوا و بیناست , البته منظورم این نیست كه او چیزى است , و ذات خود شنوا و بیناست , البته منظورم این نیست كه او چیزى است , و ذات او چیز دیگر, بلكه براى فهماندن تو این گونه سخن گفتم , حقیقت این است كه او با تمام ذاتش مى شنود, اما معنى كلمهء <تمام > این نیست كه او جزء دارد, بلكه مى خواهم مقصودم را به تو بفهمانم , برگشت سخنم این است كه : او شنوا, بینا و دانا است بى آنكه صفاتش جداى از ذاتش باشد.

پس خدا چیست ؟

او <رب ّ> (پروردگار), معبود و <الله > است , اینكه مى گویم الله و رب است منظورم اثبات لفظ الف , لام , هاء, راء و باء نیست , بلكه منظور آن حقیقت و معنایى است كه آفرینندهء همه چیز است , و نامهائى مانند: الله , رحمان , رحیم , عزیز, و... اشاره به همان حقیقت است , و او است پرستیده شدهء بزرگ و عظیم .

- هر چیزى كه در خاطر انسان بگذرد, او مخلوق (ذهن ) است , نه خالق .

اگر سخن تو درست باشد, لازمه اش این است كه وظیفهء خداشناسى از ما ساقط شود, زیرا ما فقط به شناختن آنچه كه در ذهن مى گذرد مكلف مى باشیم , آنچه كه ما دربارهء خدا مى گوئیم این است كه : <هر چیزى كه به وسیله حواس , قابل حس باشد و در محدودهء احساس ما در آید مخلوق است (ولى حقیقت خدا قابل درك با حواس نیست , پس او خالق است ).

ذات پاك خدا داراى دو جهت نیست : 1 نیستى 2 شباهت به اشیاء, كه شباهت از ویژگیهاى مخلوق است كه اجزایش بهم پیوسته بوده , و هماهنگى آشكار دارد, داراى پدید آورنده و آفریدگار است , كه آن آفریدگار, غیر از آفریده ها است و شباهت به آنها ندارد, وگرنه مانند آنها داراى صفات آنها مى گردد مانند: پیوستگى , هماهنگى , تغییر, نبود و بود, و انتقال از كودكى به بزرگى , و از سیاهى به سفیدى , و از نیرومندى به ناتوانى و حالات دیگر كه نیازى به شرح آنها نیست .

آیا خدا داراى ذات و خودى است ؟

آرى , جز با ذات و خودى چیزى ثابت نگردد.

آیا خدا چگونگى دارد؟

نه , زیرا كیفیت و چگونگى جهت چیزى است (مثل سفیدى براى كاغذ) و او جهت ندارد, ولى باید در خداشناسى از دو چیز دورى كنیم :

1 تعطیل و نیستى خدا.

2 تشبیه خدا به چیزى , زیرا كسى كه ذات خدا را نفى كند, او را انكار نموده , ربوبیت او را رد كرده , و او را ابطال نموده است , و اگر كسى او را به چیزى تشبیه كند, او را موصوف به صفات ساخته شده كه سزاوار مقام ربوبیت نیست كرده است , بنابراین , كیفیت به این معنى براى او درست نیست , اما توصیف او به كیفیت به این معنى كه او را از دو جهت <تعطیل > (نیستى ) و <تشبیه > بیرون آورد, براى خدا ثابت است .

آیا خدا, خودش متحمل رنج و زحمت كارها مى گردد؟

او برتر از چنین نسبتى است , تحمل رنج , از صفات مخلوق است كه انجام كارها براى او بدون رنج میسر نیست , ولى ذات پاك خدا بالاتر از این تصورات است , اراده و خواستش , نافذ است , و آنچه بخواهد انجام خواهد شد.

گفتگوی هم میهن...

ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 102 تاريخ: شنبه 9 مرداد 1395 ساعت: 4:19

صفحه بندی