*لقد نصرکم الله ببدر بسیف علی وانتم اذلة*

خرید بک لینک
ج: ***لقد نصرکم الله ببدر بسیف علی وانتم اذلة***
مدتی پیش یکی از آقایان در مباحثه بعد از ظهر گفتند یکی کتاب نوشته علیه شیعه مفصل. که الان دارند بررسی می کنند جوابش را بدهند.
من کتاب را دیده بودم که اهل سنت به هم حواله می دهند.
یکی پرسید که بهترین کتاب در رد شیعه چیست؟
یکی گفت: مع الشیعۀ الاثنی عشریۀ فی الاصول و الفروع مال دکتر سالوس
رفتم کتاب را دیدم حدود یک سال یا بیشتر قبل
آقایی گفتند این فرق می کند مال دکتر ناصر القفاری به نام اصول المذهب الاثنی عشریه
این را من ندیده بودم
پیدا کردم دیدم قلمش مثل سالوس نیست و سعی کرده خیلی متین و بی طرفانه بنویسد و تاثیری که این کتاب داشته بیشتر بوده از کتاب سالوس.
این که مربوط به بحث ماست این است:
سه جلد مفصل است.
یکی راجع به این است که شیعه قائل به تحریف قران است.
بسیار با آب و تاب.
به خیال خودش همه را له و لورده کرده است.
شروعش اینگونه است: (در قرن 15 کتاب نوشته است خیلی جالبه اینگونه نوشتن)
شیعه قائل به تحریف قران است.
از کجا؟
تاریخ که مراجعه کنید، یک کتاب در تاریخ نوشته شده است، اولین کسی که اینها را رو کرده است روافض بوده اند که قرائات دروغ را باب کرده اند. و قبلش هم نبوده است.
اول شیعه ای که پیدا شد و علنی کرد، در قرن چهارم بوده است.
کتابی دارد ابوبکر ابن الانباری متوفای 303 زمان غیبت صغرا بوده است و کمی بعد از غیبت صغری وفات کرده معاصر کلینی
کتاب این است: الرد علی من خالف مصحف عثمان
اصل کتاب نیست.
ولی خوشبختانه از چیزهایی که بسیار عالی است در فضای بحث ما، تفسیر قرطبی است.
تفسیر قرطبی از تفاسیر معتبر است که خیلی هم چاپ کردند.
تفسیر قرطبی بخش های زیادی از این کتاب ابن الانباری را نقل کرده است.
فقط ابن الانباری اسم نمی اورد.
می گوید: تا حالا همه مسلمانها متفق بودند و قرائت مختلف نبود. حتی نبأ فی زماننا ... بی حیایی پیدا شده و قرائات شاذه می خواند و من کتاب را در رد آن می نویسم.
این دکترقفاری این را علیه شیعه می نویسد و می گوید: خود کتاب که نیست. قرطبی که نیست. قرطبی از او نقل می کند که کسی اول قرائات مختلف را بیان می کند. این فرد قطعا رافضی است.

باید به او گفت: اگر رافظی بود قطعا ابن الانباری باید نامش را می برد یا بیان می کرد رافضی بوده است.
ابن الانباری می گوید: این آقا در نماز جماعت قرائات شاذ می آورد. حتی در نماز جماعت در بغداد گفت: لقد نصرکم الله ببدر بسیف علی و انتم اذله
یا می گوید: هذا صراط علی مستقیم.
بعد می گوید: پس معلوم است که شیعه بوده است.

خب
او می گوید رافضی بوده است.
حالا ما چطور به دست بیاوریم که کی بوده است؟ مخصوصا با این سیف علی و صراط علی و ...؟

خطیب بغدادی فاصله کمی با ابن الانباری دارد شاید حدود 100 سال وفاتش فرق دارد. خیلی نزدیکند به هم. صاحب کتاب تاریخ بغداد. یکی از معتبرترین کتابهای اهل سنت.
خطیب بغدادی می گوید:
یک قاری سنی امام قرائت زمان خودش، در بغداد پیدا شده بود که در نماز قرائت شواذ هم می خواند.
اسمش ابن شنبوذ بود.
ولقد صنف ابوبکر ابن الانباری کتابا علی رده.
حالا فهمیدید چرا ابن الانباری اسم نبرده؟
چون از خودشان بوده است.
اگر شیعه بود که داد و فریاد می کردند.
بعدا تاریخ بغداد که گفت، بقیه هم گفتند.
طولی نکشید که در سال 352 عید غدیر رسما جشن عمومی گرفتند و بغداد چراغانی شد - ببینید در البدایه ابن کثیر - لذا اینها احساس خطر کردند و از همان جا ابن شنبوز را گرفتند و توبه نامه نوشتند و بعدش شروع کردند و نسبت دادن این مسئله به شیعه.

ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء اسم این بنده خدا را می آورد و می گوید: آن بنده خدا قاری قرآن بود و مظلوم واقع شده است. - معلوم است نوشته قرطبی را ندیده و فقط تاریخ بغداد را دیده ذهبی - او قاری قرآن بوده و احترام دارد. حالا یک اشتباهی کرده نباید کتکش می زدند.

حالا در قرآن 15 کتاب علیه شیعه می نویسد و می خواهد شیعه را بکوبد که شیعه قائل به تحریف است از مهمترین کتابهای خودشان که مربوط به خودشان بوده است، همه را به شیعه ربط می دهد، آن هم به این دلیل که غیر شیعه نمی آید بگوید بسیف علی و صراط علی.

آنها در فضای قرائت استاد دارند و شاگرد دارند.
آن وقتی هم که می خواند می گویند ابن مجاهد که قراء سبعه را پایه ریزی کرده است در زمان همین ابن شنبوز.
می گوید: اوردش و شروع کردند بحث کردن.
شیعه وقتی سنی ها را ببیند تقیه می کند.
خود اینها نوشتند: وقتی آوردند ابن شنبوز را به شدت دفاع کرد.
گفت: ابن مجاهد تو درس نخواندی قاری نبودی. ولی من رفتم مصر، مکه، بصره، این هم اساتید من و این هم اجازات من.
دیدند حریفش نمی شوند، شروع کردن به زدنش. و قیل توفی فی محبس ...
بله، بعد از اینکه کتک خورد، تاب نیاورد و گفتند: توبه کن، قبول کرد و پذیرفت.
=-=
ابن شنبوذ احتمال اینکه باطنا رافضی باشد نبود.
جالب این است، که الان هم از سلسله ائمه قراء که سند را به آن می رسانند، ابن شنبوذ یکی از آنها است. می گویند فقط بد سلیقه بود و قرائت شواذ را می خواند. ولی الان هم در کتابهای جدیدشان او را جزء اساتید قرائت می دانند.

__________________کتاب رسم الخط مصحف
غانم خدوری
همون کسی که مچ غفاری را باز کرده است.
در صفحه 607نقل می کند که زمینه ای فراهم شده بود که قرائاتی غیر از قرائات سبع را تدوین کنند.
او می گوید: دوست داشتند او را به خاطر تالیف این کتاب کتک بزنند. (البته کتک هم زدند.)
بعد می گوید: ابن مجاهد می گوید: یگانه عصر خود و شخصیتی بلامنازع بود. و علاوه بر علم و فضل و دیانت و آشنایی با علوم قرآن، حسن ادب و ظرافت خلق و زیرکی هم داشت. این عبارت مال ابن ندیم است.
این عبارات را کنار هم بگذارید، ابن ندیم هم می گوید او زیرک است. مثل تعبیر دیروز که می گفت: عقلش بیشتر است.

یکی آمد به ابن مجاهد گفت: تو خودت مثل نافع هستی، تو خودت در این شان هستی که صاحب قرائت باشی.
گفت: من دیدم همان را که قبلی ها گفته اند، حفظ کنیم، واجب تر است.
=-=-=-
مسئله تواتر سبع، چیزی بود که علما با آن مقابله نمی کردند. این حرفی بود که علما اجماع داشتند واز قرن 12 فرق کرد.
اما آن چیزی که آنها میگفتند فرق داشت.
آنها می گفتند: شما این مصحف را که هفت قرائتش را متواتر می دانید، قبول ندارد. می گویید یک مصحف دیگری هست و چیزهایی دارد که در این مصحف ما نیست.
سید بن طاووس می گویند به اهل سنت: شما ها به ما می گویید که قائل به تحریف هستیم، ولی ببینید خودتان در چه وضعیتی هستید؟ در واقع می خواهد جلوگیری کند از تهمت اهل تسنن.

ما باید ببینیم از چه زمانی علمای اهل سنت می گفتند روافض قائل به تحریف قرآن هستند.
من یکی دو تا پیدا کرده ام.
عصر ابن مجاهد اجماع قوی می شود.
مواردی پیدا کرده ام که قبل از ابن مجاهد هم این اجماع را می گفته اند. اما آنهایی که زیرکی ابن مجاهد را نداشتند و صرفا دنبال کسب علم بودند، این اجماع را رد می کردند.

این خیلی مهم است که بفهمیم از چه زمانی شروع شد.
من عرضم این است که قبل از ابن مجاهد و قبل از قاسم بن سلام، را ببینیم که فضا چه فضایی بوده است.
جواب این است که اصلا فضا، این فضا نبود.
تفسیر سوره مبارکه قاف (شبهه تحریف )از جلسه 423به بعد - باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

http://www.iranclubs.org/forums/show....php?p=2174308

تفسیر سوره مبارکه قاف ازجلسه 399ببعد - باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

بعضی چیزها را دوباره تکرار می کنم.
دوتا مطلب یادداشت کردم از فهرست ابن ندیم.
ابن ندیم، سنی ها می گویند شیعی است. ولی او سنی است. اما سنی حرّی است و خیلی تضییقات وتنگ نظری آنها را ندارد.
چون بعضی حقایق را گفته است، به او گفته اند شیعی است.
ابن ندیم، اطلاعات وسیعی داشته است و رفتارش هم باز بوده است.
در فهرست ابن ندیم ص 50 جمله جالبی دارد.
این یکی از جاهایی است که فی الجمله دلالت بر عرض ما دارد.
می گوید:
تعریفهایی برای ابن مجاهد می آورد:
ثاقب الفطنه یعنی زیرکی نافذی داشته است.
درباره ابن شنبوذ می گوید: کان دیّنا، فیه سلامۀ و حمق، توفی فی محبسه بدار السلطنه
می گوید: ابن شنبوذ در حبس خودش در دارالسلطنه وفات کرد.
ذهبی درباره ابن شنبوذ می گوید: حقش نبود با یک قاری قرآن اینگونه برخورد کنند.
بعد ابن ندیم می گوید: فدعا علیه بقطع الید (آن وزیر را نفرینش کرد که خدا دستت را قطع کند) بعد در نتیجه دستش در اثر این نفرین، چند صباحی قطع شد. و این خیلی اتفاق عجیبی بوده است.
این نشان دهنده این است که اینها برنامه ای داشتند که چاره ای نداشتند الا اینکه به او ظلم کنند.

خیلی جالب است.
یک چیزهایی در تاریخ بماند که آیندگان بگویند ابن شنبوذ نفرین کرد و دست آن وزیر قطع شد.

=--
اعمش از قراء و بزرگان اهل تسنن است.
دو تا
کتاب السبعه فی القرائات مال ابن مجاهد است.
او که خودش مسبع السبع است، کتاب دارد هم در شواذ که از بین رفته است. اما یک کتاب در اصل توضیح قرائات دارد به نام السبعه فی القرائات.
ص 67 وقتی درباره کوفه صحبت می کند چیزهای جالبی می گوید:
با بحثهایی که درباره ابن مسعود داشتیم کنار هم بگذارید جالب است.
می گوید:
قرائت اهل کوفه، عامه شان طبق قرائت ابن مسعود بود.
بعد از اعمش نقل می کند: ادرکت قرائت اهل کوفه ... ما یقری بها الا الرجل او رجلان. من وقتی رفتم کوفه، همانطوری که امروز قرائت عثمان در اختیار شماست (قرائت زیدبن ثابت) و قرائت ابن مسعود در اختیارتان نیست، در کوفه برعکس بود، قرائت همه طبق ابن مسعود بود و فقط یک نفر یا دو نفر قرائت عثمان را اختیار کرده بودند.

قبلش این را می گوید.
می گوید میدانید چرا قرائت ابن مسعود رایج بود؟
چون خیلفه دوم، ابن مسعود را فرستاد کوفه برای تعلیم قرآن.
یعنی نماینده عمر بود.
حالا اینکه چطور رفته بود، آیا مثل سلمان با اذن امیرالمومنین بوده یا خیر؟ ما نمی دانیم.
حالا
وقتی به عنوان نماینده عمر رفته، یعنی همینجوری نرفته است.
کل کوفه تحت سیطره او بود، زمان عثمان هم همینجوری.
=-=-
من از اینجا یاد حرف عثمان افتادم که:
وقتی عثمان زید را آورد و مصحف را نوشت، همه جلویش مقابله نکردند. امیرالمومنین یه مقدار مختصری از کلمات حضرت در اینخصوص به ما رسیده است.
همه اهل بیت بلاریب دستور دادند که کاری نکنید به قرآن بی احترامی نشود.
حتی زمان قدرت امیرالمومنین علیه السلام، باز هم اجازه ندادند و فرمودند: ان القرآن لا یحاج ... الیوم.
با اینکه حضرت تذکر دادند طلح المنضود، طلح نیست و طلع است.
اما اجازه ندادند کسی بخواهد با این حرفها برود میدان و با اینها قرآن را تخطئه کند.
حالا حرف عثمان
وقتی که عثمان مصحف زید را خواست و نوشت و پخش کرد، تنها کسی که جلوی او ایستاد، ابن مسعود بود.
ابی نایستاد، امیرالمومنین نایستاد و صاحب صحابه نایستاد.
هر شش نفری که شورای خلیفه نبودند با اینکه 5 نفرشان مصحف داشتند ولی اعتراض نکردند.
الستۀ ... فی الشورا لهم مصحف.
ابن مسعود رئیس و قاری کوفه بود. وقتی خواست عثمان، مصحف زید را بیاورد بیرون، داد می زد، مصاحفتان را قایم کنید.
میگفت: این زید بن ثابتی که عثمان، مصحفش را آورده است، در پشت پدرش بود و من همراه پیامبر بودم.
عثمان چه جواب داد:
گفت: همان روزی که عمر و ابوبکر هم مصحف ها را جمع کردند و تدوین کردند و پیش حفصه بود، آن ها هم زید را صدا کردند. و چطور تو آن روز اعتراض نکردی که جوان بود؟
جواب چیست؟
ابن مسعود می فهمید که اگر زمان عمر حرفی می زد نابود می شد.
برای فهمیدن این مسئله، کلام ابن ابی الحدید را ببینید درباره برخورد مولا علیه السلام با عایشه
در جلد 17 ابن ابی الحدید می گوید:
اگر این کاری که عایشه با امیرالمومنین و برعلیه حضرت خروج کرد، با خلیفه دوم عمر کرده بود و عمر بر او پیروز شده بود، لقتلها و مزقها اربابا اربابا و لکن علیا حلیما کریما.
تفسیر سوره مبارکه قاف (شبهه تحریف )از جلسه 423به بعد - باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

گفتگوی هم میهن...

ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 229 تاريخ: پنجشنبه 3 تير 1395 ساعت: 9:54

صفحه بندی