زنی پس از تجربه نزدیک به مرگ و دیدن «جهنم» برمی گردد و شخص بهتری می شودوی در حالی که در رختخواب بود، سرش بسیار سنگین شد و نمی توانست سرش را بالا بیاورد.
تمام حواسش بیش از حد زیاد شده بودند. مثالا می دید که رنگ ها روشن شدند، طعم همه چیز بیشتر شده و بسیاری از بوها را استشمام می کرد و صداهای بسیاری می شنید و به وضوح گل ها، کوه ها و ساختمان ها را میدید.
وی دراین باره گفت: « نوعی حس ترسناک وجود داشت.»
وی خود را از بالا در حالی می بیند که بدنش روی تخت خوابیده است. چیزهای که عموماً توسط افرادی که تجربه نزدیک به مرگ دارند، گزارش شده است. سپس احساس می کند که به گذشته کشیده می شود و مادرش را در اتاق قرنطینه بیمارستان می بیند. در سال ۲۰۰۱، مادرش به دلیل سرطان روده بزرگ ضعیف شد و برای کنترل تومورهایش در یک اتاق قرنطینه می شود. در نهایت بر اثر سرطان می میرد. جیورتس احساس درد می کند، سپس به سمت تونلی باریک کشیده می شود.
وی گفت: «سپس به یک دروازه رسیدم…مجبور بودم انتخاب کنم.» مادرش طرف دیگر دروازه ایستاده بود. جیورتس ادامه می دهد: «جلو رفتن به معنای مرگ بود.» او مجبور بود مادرش را رها کند چون دروازه بسته شد.
وی همچنین گفت که پیش از اینکه چشم هایش، را دوباره باز کند، زندگی اش را در یک لحظه می بیند. جیورتس در این خصوص گفت: «همانند یک تجربه عکاسی بود.» همچنین تصاویری از اعضای خانواده اش در طول سال ها ظاهر می شود که این تجربه بازبینی های زندگی نیز توسط اغلب NDEERS گزارش شده است.
او می دانست که چیزهای حتی بدتری در شرف اتفاق افتادن است. وی که خسته شده بود، نمی دانست چگونه می تواند این مسئله را اداره کند.
وی درباره تجربه اش که آن را تجربه دیدن جهنم می نامید، گفت: «دست های بسیاری بود و فریادهای فراوانی که می گفتند کارهایی را اشتباه انجام داده ام.»دست های بسیاری بود و فریادهای فراوانی که می گفتند کارهایی را اشتباه انجام داده ام.
سارجی جیورتس
وی همچنین گفت که در این تجربه، دست افراد در حال چنگ انداختن و صداها در حال نعره کشیدن بود، گویی می خواهند من را به سمت خودشان بکشند که شبیه جهنم بود. دائماً عذرخواهی می کرد و می پرسید «چرا؟»تجربه ای وحشتناک بود؛ اما به او کمک کرد تا به زمان مرگ مادرش بازگردد و درباره رابطه شان و رفتار خود تأمل کند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان