 |
نوشته اصلي بوسيله hese_mobham 
یاد یه داستان کوتاهی افتادم که بر اساس واقعیت بود مردمی که توی یک کافه یه قهوه و کیک بیشتر سفارش میدادن :) جالبه کارشون :)
|
 |
منم یاد این متن افتادم تاباشه ازاین مردها .....

مردی را می شناسم
هر شب روزها را می شمارد
سه شنبه ها در کافه انتظار
میز تنهایی را رزرو کرده
دو چای و یک کیک سفارش می دهد
بخار هر دو را اکسیژن هوا می نوشد
و کیک را پسرک نظافتچی کیف می کند
پنجشنبه ها انگشت بر سر می گذارد
و جای خالی ات را فاتحه می خواند
جمعه ها کسی او را نمی بیند
- - , .
گفتگوی هم میهن...
ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید: 58
تاريخ: يکشنبه
4 بهمن
1394 ساعت: 15:57