می خواهم عادی باشم!
سلام..
زندگی روزمره ی همه ی ما بدلایل مختلف مستلزم ارتباط گیری با افراد یا وسایل ویا حتی محیط های متفاوتی است.
امروزه بدلیل برتری معیار سرعت در ارتباط گیری و نیز تهیه ی اطلاعات مختلفT به نوعی می توان اطلاعات افراد را با توجه به همین موضوع بسیار بالاتر از قبل تجسم کرد.البته این دلیل بر دانش و فهم قطعاً بالای افراد نخواهد بود.
در مواجهه ی با مواردی که لزوماً ما بدانها نیازمندیم پی می بریم که بسیاری از افراد با بهره گرفتن از همین آیتم_کسب اطلاعات از طرق مختلف ولو به دور از حوزه ی فکری_ سعی بر برتر نشان دادن آگاهی های خود به دیگران دارند.
با این روند شاید ما در آینده با انبوهی از خواص و آگاهان_صوری و غیر صوری_ مواجه خواهیم بود که وجود افراد عادی یک استثنا خواهد بود.
حال بیاییم و بررسی کنیم که آیا برای آینده ای مناسب تر از لحاظ واقعیات آگاهی محورانه در حال حاضر عادی بودن در اولویت است یا خاص بودن همگان؟
باسپاس.
reza81
__________________
وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است
گفتگوی هم میهن...
ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید: 130
تاريخ: چهارشنبه
29 ارديبهشت
1395 ساعت: 11:46