
اين امر در ميان استادان متفاوت بود. (كاي-جي) انگ كانگ رنگ را كم و افشان ميزد و به نظر ميآمد كه گلها و علفها از دستان او ميرويند. هان گان كه تابلوي اسب زرد او يگانه است عادت داشت پيش از نقاشي عبادت كند و قلم موي او سرشار از الهام بود بنابراين در مرحلة بعدي، فرد مي تواند استفاده از روش را برگزيند يا چنان نقاشي كند كه گويي روشي ندارد.
اما نخست بايد سخت كار كرد قلم مو را بارها و بارها در مركب فرو برد و سنگ مركب را خرد و ريز كرده ده روز را صرف نقاشي يك نهر و پنج روز را صرف نقاشي يك صخره كرد. بعد از اين ممكن است تلاش كني كه منظرهاي را در جيالنگ نقاشي كني. لي سو سيون ماهها به نقاشي آن منظره پرداخت، اما وو دائو-زه در يك غروب آن را نقاشي كرد. بنابراين، در مرحلة بعدي شايد فرد آرام و دقيق حرك/ت كند يا چست و چابك باشد.
اما نخست بايد آموخت كه پنج قله را در تفكرات خود در نظر داشت بر كل يك ورزامتمركز نشو هزاران جلد را مطالعه كن و مسافتهاي بسيار را طي كن. سدها و موانعي را كه دورنگ و جيو طرح كرده اند بشناس و مستقيم به سراغ عمارتهاي گو و جنگ برو. از نقاشي ني يون – لين به سبك يو چنگ پيروي كن: زماني كه او نقاشي مي كرد كوهها سربلند ميكردند و چشمهها ميجوشيدند آبهاي زلال روان مي شدند و جنگلها گسترده و تنها مي شدند شبيه گوشو سيان باش كه با يك ضربه قلم بابادكي را با ريسماني چند صد متري نقش مي زد و كوچك و بزرگ را به سهولت يكسان نقاشي مي كرد- برجها و ساختمانهاي چند طبقه را به همان آساني نقاشي مي كرد كه موي ورزاها و نخ كرم ابريشم را بدين سال در مرتبه اي بالاتر هم كار استادانه پذيرفتني است و هم كار ساده.
اگر مي خواهي در قيد روش نباشي، روش را بياموز. اگر مي خواهي آسوده باشي. به سختي كار كن اگر در جستو جوي سادگي هستي، در پيچيدگي استاد شو.
در نهايت شش ا صل وجود دارد، شش اساس، شش ويژگي، سه عيب و دورازده چيز كه بايد از آنها اجتناب كرد چگونه مي توان به آنها بياعتنا بود؟
يادداشتي در باب هجده بنيان، معيار و قاعده
شش اصل(لوفا)
سيه هو در دورة چي جنوبي (479-501) گفته است:

جريان چي (دم، روح، نيروي حياتي آسمان) حركت زندگي را ايجاد مي كند.
قلم مو ساختار را خلق مي كند.
متناظر باشيء صورت آن را طراحي كن.
متناظر با ماهي شي رنگ را باه كار ببر.
تركيب بندي را با استفاده از عناصر در مكان حقيقيشان سامان ده.
در كپي برداري سعي كن تا ذات قلم گيري و روشهاي استاد را منتقل سازي.
(لوچاي به نقل از يكي از مكاتب فكري ميافزايد:)
همه اين اصول به جز اصل اول را مي توان تا رسيدن به كمال حقيقي آموخت و تمرين كرد. [اما] (براي توانايي بر آشكار ساختن وجوه) چي در سير و دگرگوني دائمي اش فرد بايد با موهبت اين توانايي زاده شود.
شش اساس (لويائو) و شش ويژگي (لوچانگ)
ليودائو- چون در دوره سونگ گفته است:
لوچاي مي افزايد:
مطالب بالا خلاصة اين طبقه بندي است اما جوجينگ جن (ملقب به جينگ يوآن) در دورة تان طبقه ي (خودانگيخته و فوق االعاده) را بالاي اين سه طبقه قرار دارد. فو هم اين منطقه را بالاي طبقات شن و ميائو جاي داد. اين نظم مبتني بر طبقه يندي جانگ ين- يوآن بود كه مي گفت: «اگر نقشي فاقده زه ژان (خودانگيختگي و تماماً طبيعي بودن)» باشد به طبقه شن فرو مي افتد و اگر نقشي در طبقه ميائو قرار نگيرد. در ميان آثاري جاي داد كه به نحو آگاهانه اجرا شده اند.
سخنان جانگ يقيناً غريبند. هنگامي كه نقشي در طبقة شن يا ميائو جاي مي گيرد يقيناً در نهايت خويش است زيرا چگونه ممكن است اين نقش فاقد زه ژان يعني كيفيت خودانگيختگي يا طبيعي بودن باشد. يقيناً طبقة يي را بايد جداي از سه طبقه قرار دارد. اما بدون احتساب توانايي و آگاهي چگونه مي توان از ارزشهاي طبقات ميائو و ننگ سخن گفت؟ مي توان چنان در گير جزئيات شد كه نقشد حقيقي از ميان برود صرفا سخن پردازي در ميان بماند افزون بر اين نقاشان و نقشها به غلط طبقه بندي شوند مثلا خ ود من در هيچ كدام از اين طبقات جاي ندارم.
تقسيم مكاتب
تقسيم آيين بودا به مكاتب شمال و جنوب در دوره تانگ آعاز شد. تقسيم مشابهي در نقاشي هم در اين دوره اتفاق ا فتاد البته نقاشاني كه نمايندگاني اين دو هستند از شمال و جنوب نمي آمدند و اين طبقه بندي جغرافيايي نبود.
بنيان گذار مكتب شمال لي سو- سيون و پسرش بودند سبك آنها توسط اين افراد پيروي و منتقل شد. جائوگان، جائو بو-جيو، و (جائو) بو- سو در دورة سونگ و بعداً مايوان و سيا (گوي) ين-جي.
آغاز گر مكتب جنوب وانگ (وي) موجيه بود كه آب مركب روشن به كار مي برد و روش گوجه (خطوط شكسته) را ابداع كرد. جيو –ژان و مي ها ، پدر و پسر، تا چهار استاد بزرگ دوره يوآن از اين روش پيروي مي كردند و آن را انتقال دادند.
اين موقعيت در نقاشي مشابه با وضع آيين بودا پس از زمان ششمين رهبر (هويي-ننگ 637-713) بود. يعني زمان ما جو و يون- من (كه شاخههاي مكتب جنوب ذن بوديسم شكوفا شدند و مكتب شمال زوال يافت.)
رجال معتبر
بنابر اسناد، از زمانهاي باستان، مرداني بوده اند كه همواره حاميان ممتاز هنر نقاشي محسوب مي شدند. هيچ نسلي نبوده كه فاقد چنين اشخاصي باشد نه تنها تصاويري كه اين افراد جمع كرده اند شكفت است بلكه خود اي ا شخاص نيز چنين اند. در واقع تصاوير آنها آدمي را به فكر فرو مي برد كه اين اشخاص چه افرادي بودند در دوره دودمان هان جانگ هنگ و تساي يونگ بودند در دورة وي، يانگ سيو بود. در زمان سه پادشاهان جوكو ليانگ وجود داشت او مجموعه اي از تصاوير به سبك مكتب جنهوب را حمع آوري كرد كه چنين تغييرات مهمي را ايجاد نمود در دوره جين، جي كانگ، جي و وانگ يي بودند همه ايشان نويسندهع و نقاش طبقه يي (خودانگيخته) و صاحب منصب بودند پس از ايشان وانگ سيه- جي و ون جيائو آمدند. در دورة سونگ يوان گونگ بود كه نقاشي منظره مشهوري به نام جيانگ هو آيي را در تملكداشت در طي دودمان را از امپراطور و وچنگ هديه گرفت در دوره تانگ لو هونگ بود صاحب نقاشي كلبه چمنزار و در دوره سونگ سوما گوانگ جو سي و سوشي بودند اين نامهمه رجال معتبر است .
استادان بزرگ
بعد از دوره تانگ، جينگ، گوان، دونگ و جو بودند كه همه در خلال دوره سونگ كار مي كردند البته آنها در دودمانهاي متفاوت بودند و به يك اندازه مشهورند ايشان چهار استاد برگ آن دوره اند بعد از آنها لي تانگ ليو سونگ – نيان، ما يوان و سياگوي آمدند.
جائومنگ – فو، وو جن،هوانگ گونگ –وانگ ووانگ منگ چهار استاد بزرگ مكتب جنوب و دوره يوانند. گائوين- جينگ، ني يو آن – جن (يون - لي) وفانگ هو از طبقه يي و از استادان بزرگ بودند.
در ذكر نام اين استادان بزرگ لازم نيست كه آنها را طبقه بندي كنيم اگرچه در ميان آنان تفاوتهايي در سبك و علو وجود دارد. مثلاً لي تانگ به شيوة (لي) سوسيون نقاشي مي كرد. (هوانگ) گونگ- وانگ به شيوة دونگ يوان نقاشي مي كرد و (گائو)بن جينگ به سبك آب مركب سونگ جنوبي نقاشي مي كرد. (وو) جن، از دورة يوان، بالاتر از همة هم عصران خود قرار مي گيرد. به دشواري مي توان به معيار والايي كه اين استادان نماينده آنند، رسيد. امروزه نام بردن وارثان آنها آسان نيست.
تغييرات مهم
در نقاشي اشخاص (ژن وو) تغيير مهم درمابين دوره گو (كاي – جي)، لو (دان- وي)، جان (زه – چيان) و جنگ (فا –شي) و دوره (جانگ) سنگ – يو و دائو – يوان (وو دائوزه) روي داد.
در نقاشي منظره تغيير مهمي به واسطة اثر لي ها (لي سوسيون و پسرش جائو- دائو) به وجود آمد. تغيير ديگر را جينگ (هائو)، گوآن (تونگ)، دونگ (يوان) و جو (ژان) شكل دادند و تغيير ديگر توسط لي چنگ و فان كوان ايجاد شد. ليو (سونگ نيان)، لي (گونگ – لين)، ما (يوان) و سيا (گوي) تغيير ديگري را باعث شدند و دا- جي (هوانگ گونگ – وانگ) و هوانگ هو(وانگ منگ) موجب تغيير ديگر شدند.
جائو (منگ –فو) زه آنگ، به دوره دودمان يوان تعلق داشت. اما در آثارش به دقت از آثار استادان دوره سونگ پيروي مي كرد. شن (جو) جي – تان در دورة منگ مي زيست اما كاملاً به شيوه (دورة) يوان نقاشي مي كرد. وانگ چيا، از دورة تانگ، گويي كه ظهور مي في و پسرش يو-ژن را از پيش دريافته باشد، روش پومو (مركب افشاني) را ابداع كرد. او از ضربه هاي حجيم و كامل بدون خطوط كناره نما استفاده مي كرد و به سبك سونگ جنوبي نقاشي مي نمود. وانگ (وي) مو- جيه پيشتر از وانگ منگ، روش سيوان دان(آب مركب روشن) را كشف كرد.
برخي ابداع مي كردند و برخي پيروي مي نمودند. يا متقدمان مي ترسيدند كه ديگراني كه پس از آنها خواهند آمد، قابليت ايجاد تغييرات را نداشته باشند و خود تغييرات را ايجاد مي كردند. يا آنهايي كه پس از ايشان بودند مي ترسيدند كه ديگراني كه پس از آنها مي آيند قادر به حفظ سنت نخواهند بود و بنابراين خود بر آن پابرجا ماندند، آناني كه تغييرات را به وجود آوردند هم جسارت داشتند و هم معرفت.
فهرست عام ضربه قلم هايي كه براي پيكرنمايي (تسون) به كار مي روند
فردي كه نقاشي مي آموزد، نخست بايد راه آرام كردن قلبش را بياموزد، براي اين كار بايد فهم خود را روشن و واضح سازد و حكمتش را افزايش دهد. پس از اين او بايد مطالعة فن ضربه قلم يكي از مكاتب را آغاز كند.
او بايد مطمئن باشد كه آنچه برنامة آموختنش را دارد، مي آموزد و قلب و دست را هماهنگ سازد. پس از اين، شايد نوآموز تلاش كند كه ضربه قلم هاي متنوع ديگر مكاتب را بياموزد و آنگونه كه دلخواه اوست آنها را به كار گيرد. آنگاه او در مرتبه اي خواهد بود كه خود معيارها را بسنجد و به همه نوع ضربه قلم از هر مكتب و به هر ميزان بپردازد. (به اين ترتيب)، او خود استاد و بنيان گذار يك مكتب خواهد شد. دراين مرتبه خوب است كه طبقه بنديها را فراموش كند و تركيب خاص خود از ضربه قلم ها را بيافريند. اما در آغاز نبايد ضربه قلم هاي متفاوت را در هم آميخت.
در اينجا به طور خلاصه فهرست عامي از ضربه قلم ها كه براي پيكرنمايي به كار مي روند آمده است:
توضيح اصطلاحات
به كار بردن قلم مو با مركب روشن (رقيق) در هر طرف و پي در پي راووا (چرخاندن) گويند. استفاده از نوك قلم مو به طور مورب راتسون نامند (ضربه قلم هايي كه براي پيكرنمايي ‹‹چين›› به كار مي رود).
به كار بردن سه يا چهار آب مركب رقيق راسيوان (آب مركب) گويند. به آب مركبي كه كل نقاشي را با آن خيس مي كنند هوا (شستن) مي گويند. نگه داشتن قلم مو به طور عمودي براي ضربه هاي افقي يا عمودي سو (محكم گرفتن) ناميده مي شود و نگه داشتن قلم مو به طور عمودي و به كار بردن نوك تيز قلم مو را جو (نگه داشتن) گويند.
به كارگيري نوك قلم موديان (نقطه گذاري) خوانده مي شود. اين كار براي نقاشي ژن-وو (اشخاص و اشياء) و براي نقاشي خزه ها و برگها به كار مي رود. طراحي ساختمانها و برجها و براي طراحي برگهاي سوزني كاج و صنوبر به كار مي برند.
به كار بردن آب مركب رقيق بر روي رنگ طبيعي ابريشم براي نشان دادن مه هابي آنكه رد ضربه قلم باقي بماند، ژان (نقاشي آب مركب يا آب مركب كاري) ناميده مي شود. نشان دادن رد قلم مو را در نقاشي ابرها يا آبهاي مواج زه (پر كردن) گويند. در نقاشي آبشارها، نقاشي بر روي رنگ طبيعي ابريشم با قلم خشك و مركب رقيق رافن (تقسيم كردن يا متمايز ساختن) نامند.
به كار بردن مركب رقيق (روشن) براي مشخص ساختن شكافها و گوديهاي كوهها و تركهاي تنة درختان، به منظور نشان دادن خصلت و ذات (چي) آنها، چن (آسترزدن وتقويت كردن) ناميده مي شود.
شوون مي گفت كه نقاشي يا طراحي (هوا) مشخص كردن مرز يا خطوط كناري اشكال است به همان نحو كه حصار دور يك زمين مرز آن را مشخص مي كند. شي سينگ مي گفت ممكن است نقاشيها زينتگر باشند و از اين رو با رنگها و اشكال تصاوير زينت شوند.
به زبان فني به كوههاي نوك تيز فنگ، به كوههاي نوك پهن و صاف دينگ و به كوههاي گرد لوان گويند. سلسله اي از كوهها را كه به يكديگر مرتبط باشند را لينگ مي خوانند. وقتي غار در كوه وجود داشته باشد به آن سيو گويند. دامنه هاي پرشيب را ياي (پرتگاه) مي خوانند. چنين شيبهايي راين (كمره) نيز مي گويند.
به گذرگاههاي ميان كوهها گو (تنگ ها) مي گويند. به گذرگاه بين دوكوه يو (دره) گفته مي شود. اگر در دره ها و تنگها آب باشد به آن چي (نهر) مي گويند. اگر آب با فشار در بين دو كوه جريان يابد آن را جين (سيلاب) نامند.
به آبگير نزديك پايه كوه لاي (پارياب) مي گويند. به آنجا كه كوه با زمين هم سطح مي شود فان (دامنه) گفته مي شود.به سنگ خشني كه از آب سر بر مي آورد جي (صخره) گويند. به كوه يا تپه اي كه گرداگرش آب باشد دائو(جزيره) مي گويند. اين ها اصطلاحاتي هستند كه در بحث از نقاشي منظره بسيار به كار مي روند.
به كار بردن قلم مو
قدما مي گفتند يو بي يو مو (قلم مو داشتن، مركب داشتن). بسياري از افراد اهميت معناي دو واژة يي (قلم مو) و مو (مركب) را در نمي يابند. چگونه مي توان بدون قلم مو و مركب نقاشي كرد؟

كاغذها
كاغذهاي سونگ كه به نام چنگ سين تانگ خوانده شده اند، كاغذهاي خمير خيزران، كاغذي كه جيوكوپي (كاغذ خانة ميراث كهن) خوانده مي شود و كاغذي كه در حكومت باستاني چو(هيوبه) ساخته مي شد، همه خوبند و مي توان آنها را به گونه اي دلخواه استفاده كرد.
كاغذهاي ديگر كاغذ خمير خيزران موسوم به جينگ ميان گوانگ (آينة هموار)، چندين نوع كاغذ درشت بافت اما نازك متعلق به گائولي (كره) و كاغذ يون نان موسوم به ياجين جيان (كاغذ طلاپوش) هستند. كاغذي هم امروزه ساخته مي شود كه خاكستري و با كيفيت است اما آهك بسيار دارد. اين كاغذ براي نقاشيهاي اركيده و خيزران مناسب نيست چرا كه در اين نقاشيها ضربه قلمها اندك و پرسرعت اند.
نقطه پردازي خزه (ديان تاي)
قدما در نقاشيهايشان به ندرت از شيوة‹‹ نقطه پردازي خزه›› استفاده مي كردند. جايگاه استفادة آن زماني كه بود كه بخواهند بي نظمي و خطاهاي حركت قلم را بپوشانند. اما اگر بي نظمي و عيب و خطايي نباشد چه نيازي به گيج كردن چشم است؟ اتكا به نقطه پردازي خزه اي و رنگ به اين دليل بسط و گسترش يافت.
خزه را بايد همچون شومينگ(وانگ مينگ) كه خزه هاي خشك مي كشيد و جونگ گوي (ووجن) كه توده هاي خزه را با دقت بسيار نقش مي زد، نقاشي كرد.
نوشتارها
پيش از دورة يوان به ندرت نوشتار را در نقاشي داخل مي كردند. آنها را گه گاه از ترس اينكه مبادا سبك نگارش عالي نباشد و به تصوير صدمه بزند درنقاشي صخره ها پنهان مي ساختند. تا دورة ني يون لين اوضاع چنين بود. ني يون لين سبك نگارش بسيار ظريف و زيبا در اشعار و يادداشتها داشت. او گاهي بر روي يك نقاشي هم شعر مي نوشت و هم چيزي مي نگاشت. نوشتارهاي ون (جنگ – مينگ) هنگ – شان هم محكم و پاكيزه بودند. آثار قلمي شن (هائو) شي – تيان آرام و طبيعي بودند.
اشعار سيو (وي) ون – چانگ اصالت داشتند و بديع بودند. شرحهاي چن (شون) بو- يانگ عالي بودند. هر زمان كه به آثار او مي نگريستي، بي شك نوشتارها جذابيت فزونتري مي يافتند. برخي از هنروران خام امروزي بايد بياموزند كه نوشتارهاي امضاء شده خود را بپوشانند يا از سنت نوشتارهاي مقبره اي استفاده كنند كه هرگز امضاء نمي شوند!
حرارت دادن ظروف
همه ظرفهايي را كه در فراهم آوردن رنگها استفاده مي شود بايد در آبي قرار داد كه براي شستن برنج به كار مي رود. سپس آنها را بر روي شعلة كم آتش قرار داد تا آب آنها بجوشد. سپس ماية زنجبيل (Ginger) خام و دانة خرد شده سويا را در ته ظرفها قرار بده. دوباره ظرف را بر روي آتش كم شعله قرار بده و بپز. اينك آنها آماده اند و ترك نمي خورند.
سفيد كردن
در نقاشيها، در جاهايي از سفيد استفاده مي كنند كه سياه شده است. مغز يك دانة تلخ افرا را بجو و مايه اش را يك يا دوبار بر روي اين نقاط سياه قرار بده. نقاط تيره ناپديد مي شوند.
تميز كردن ورقة طلا
كاغذ يا بادبزنهاي طلا معمولاً روغني اند به طوري كه نمي توان بر روي آنها نقاشي كرد. مقداري پارچه كرك دار بردار و سطح كاغذ را تميز كن. آنگاه كاغذ مركب را جذب خواهد كرد. گاهي لازم است كه مقدار كمي پودر بر سطح كاغذ بپاشي و بعد آن را تميز كني اما در انجام اين عمل مقداري پودر بر روي كاغذ برجاي مي ماند. برخي پودر سرب قرمز (سرنج) را براي از بين بردن روغن به كار مي گيرند. اما در يك مدت طولاني، هيچ كدام از اين روشها به خوبي استفاده از تكه اي پارچة كرك دار نيستند.
استفاده از زاج براي تميز كردن ورقة طلا
طلاي كاغذ طلاور مي آيد و اين امر نقاشي بر روي آن را دشوار مي سازد. روغن سطح را لغزان مي كند و سريش هم احتمال ورآمدن دارد. واقعاً نقاشي كردن بر روي چنين سطحي ناممكن است. اما اگر مقدار كمي آب زاج را بر روي كاغذ بكشيم سطح كاغذ نقش را به خوبي جذب خواهد كرد. همچنين زماني كه نقاشي را بر يك كاغذ طلاي مناسب نقش زديم، كشيدن آب زاج رقيق بر سرتاسر نقاشي لازم است. آنگاه ديگر هيچ نگراني از ترك خوردن يا ورآمدن رنگ، هنگامي كه تصوير برجايي نصب مي شود، نخواهيم داشت.
زماني من شاگرد استاد ليانگ سيا بودم. او هنگامي كه مشغول تدوين تاريخ نقاشان معاصر بود، از سر لطف شخص جاهلي چون مرا به مشاوره گرفت. ما با هم بحث در باب اين موضوع مي پرداختيم. بعدها من به خود جرأت دادم و يك كتاب راهنماي نقاشي نوشتم. از دوره هاي جين (قرن ششم) و تانگ تا كنون، زندگينامه هاي بسيار دربارة نقاشان و شروح بسيار دربارة گروههاي نقاشي وجود داشته است. دوستان اين اثر مرا در نقاشي جامع خوانده اند و گستردگي آن را به اقيانوس تشبيه كرده اند. من اكنون چشم انتظار انتشار آنم.
من عمداً اين كتاب را تا سرحد امكان ساده نوشتم تا به كار مبتدي بيايد. البته از گرداندن قلم يا به كار بردن كلمات براي ترغيب او مضايقه نكرده ام. اين اثر به آناني تقديم مي شود كه مشغول يادگيري نقاشي اند و به آناني كه هيچ چيز دربارة نقاشي نمي دانند. دوستي اين كتاب را يك راهنماي نمونه براي مبتديان خوانده است كه البته در آن سعي كرده ام تا با تعجيل دهانش را ببندم!
نگاشته شده در روز نهم از ماه نهم در دوره جي وي (هجدهمين سال كانگ سي: 1679) كه هيزم شكني مهمان در سين تينگ (و اتاقك نو) بودم.
روشهاي نقطه پردازي برگها
تفاوت چنداني بين نقطه پردازي برگها و طراحي آنها وجود ندارد. همه نقاشان از روشهاي نقطه پردازي واحدي استفاده نمي كردند. همچنين سبك ضربه قلم هاي آنها درحلقه ها (چيوان) نيز يكسان نبود. در اين صفحات نمونه هاي ضربه قلم هاي برگها، شيوه هاي متنوع نقطه پردازي قدما را نشان مي دهد. نحوة استفاده هر نقاش از اين شيوه ها طبيعتاً متفاوت است. اما در استفاده عملي از قلم مو براي اين ضربه ها، مي توان شباهتهاي ميان آنها را دريافت. بايد با اين سبكهاي متنوع ضربه قلم آشنا شد، اما بايد از اثرات ويرانگر كپي برداري صرف از روشهاي قدما برحذربود.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان