حُمران بن اعین از امام باقر(ع) در مورد آیه فوق سؤال كرد، و آنحضرت فرمود: «آن دو اجل است: اجل محتوم و اجل موقوف».[12]
مفسّران در تفسیر این دو اجل، دلایل مختلفی بیان کردند. در این میان؛ آنچه مورد پذیرش است، همان تفسیری است که غالب مفسران بیان داشتند. و آن اینکه: هر موجود زندهای به حسب طبیعت و استعداد جسمى خود، تا مدّت معیّنى میتواند زنده بماند که اگر مانعی در ادامه حیات وی رخ ندهد او تا پایان عمر طبیعی خود زنده میماند و حیات وی به گونه طبیعى پایان مییابد، اینگونه مرگ را «اجل مسمَّى» گویند. در روایات، «اجل مسمی» به اجل غیرقابل تغییر و تبدیل، تفسیر شده است.[13] و از جمله احكام و قضای حتمی پروردگار است كه در اُمّ الكتاب و لوح محفوظ، ثبت و غیر قابل تغییر میباشد.
اما اجل معلق تغییرپذیر است و به استناد علل ناقصه و مقتضیات، به وقوع میپیوندد. و بر اثر اعمال نادرست انسان ممکن است بسیار جلو بیفتد که عذابهای الهی یکی از آنها است و بر عکس بر اثر تقوا و نیکو کاری و تدبیر ممکن است بسیار عقب بیفتد.[14]
اجل معلق در كتاب محو و اثبات است؛ چنانکه در قرآن می خوانیم: «هر اجلی، نوشتهای دارد. خداوند هر چه را بخواهد، محو و هر چه را بخواهد، اثبات میكند».[15]
در روایتی آمده است: «اجل غیر مسمی و موقوف قابل تقدّم و تأخّر است، اما اجل مسمی قابل تغییر نیست».[16]
در محدوده لوح محفوظ [امّ الکتاب] همه چیز محفوظ از تغیّر و زوال، و حتمی الوقوع است، و دعا، صدقه و... اثری در قضای حتمی الهی ندارد. در آیه مذکور، اجل مسمّی، به «عنده» تقیید یافت پس اَجَل مُسمّی نزد خدا است و هر چه نزد خدا است ثابت میباشد.[17] كلمه «عِندَه» به معنای معلوم نزد خدا نیست؛ زیرا اجل غیرحتمی هم معلوم نزد او است. مضمون این دو آیه كنار هم قیاس شكل اول را میسازند: اجل مسمّی عند الله است (صغرا)؛ و هر آنچه عند الله است، باقی است (كبرا)، پس اجل مسمّی پایدار و تغییرناپذیر است (نتیجه).
اما امور در لوح محو و اثبات که محدوده قدر الهی است تغییر پذیر هستند. فقط خدا میداند كه این شخص با حُسن اختیارش دعا میكند، یا صله رحم انجام میدهد و عمرش طولانی میشود و دیگری با سوء اختیارش به سبب عاق والدین یا قطع رحم، از مواهبی بیبهره میماند.[18]
از آنجایی که اجل معلق ارتباط تنگاتنگی با رفتار و اعمال آدمی مییابد، از آن به عنوان اجل زودهنگام نیز یاد میشود؛ زیرا شخصی كه گرفتار اجل معلق میشود، میبایست بهطور طبیعی و براساس اجل مسمّای الهی، عمر بیشتری میداشت، ولی به سبب اعمال و رفتارهایی، آن زمان از میان میرود، عمرش كوتاه شده و گرفتار مرگ معلق میشود. انسان با اعمال خویش شرایط زیستی خود در دنیا را دگرگون كرده و كم و زیاد میكند. اینگونه است كه با كارهای نیک، اجل معلق را به تأخیر میافكند تا شرایط بهتری برای كمال خود فراهم آورد؛ یا آنكه با كارهای بد و گناهان خویش، مرگ را پیش میاندازد و فرصت ادامه حیات را از خود میگیرد. چنانکه آیه: «[تا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و [اجل ] شما را تا وقتى معيّن به تأخير اندازد. اگر بدانيد، چون وقت مقرّر خدا برسد، تأخير بر نخواهد داشت »؛[19] اشاره دارد به اینکه گناه، مرگ را پیش میاندازد و توبه و مغفرت الهی، مرگ را تا اجل مسمّی به تأخیر میاندازد؛ لذا در بعضی روایات، عُمر مردم بیشتر منتسب به اعمال خوب و بد آنها شده است.[20]
انطباق آیات دالّ بر تأخیر ناپذیری مرگ بر اجل مسمّی
با توجه به تفسیری که از اجل معلق و اجل مسمّی شد؛ همه آن آیاتی که بر تأخیر ناپذیری مرگ در هنگام سرآمدن عمر دلالت دارند، بر اجل مسمی منطبق هستند؛ زیرا اجل مسمی است که تأخیر و تغییر پذیر نیست.
«و هر كس اجلش فرا رسد، هرگز خدا [آنرا] به تأخير نمیافكند، و خدا به آنچه میكنيد آگاه است».[21]
«بگو: براى خود زيان و سودى در اختيار ندارم، مگر آنچه را كه خدا بخواهد. هر امّتى را زمانى [محدود] است. آنگاه كه زمانشان به سر رسد، پس نه ساعتى [از آن ] تأخير كنند و نه پيشى گيرند».[22]
«و براى هر امّتى اجلى است؛ پس چون اجلشان فرا رسد، نه [میتوانند] ساعتى آنرا پس اندازند و نه پيش».[23]
در این آیات منظور از «اجل» همان مرگ حتمی است؛ یعنی وقتی انسان به عمر نهایی خود رسید همان مرگ حتمی و طبیعی او فرا میرسد و قابل تغییر و برگشت نیست. پس این آیات شامل مرگهای زودرس و نابهنگام نمیشود.[24]
بنابراین، آن دسته از آیاتی که در قرآن به تقدیم و تأخیر ناپذیری مرگ اشاره دارد، بر اجل مسمّی منطبق هستند.
- - , .
گفتگوی هم میهن...
ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید: 126
تاريخ: جمعه
2 بهمن
1394 ساعت: 23:02