از «کامران» تا «سیدمرتضی» / آوینی را بهتر بشناسید
آوینی کیست؟
او همچون سعید امامی مرموز است و اطلاعات زیادی از آوینی قبل از انقلاب در دسترس عموم قرار ندارد.
هیچ ویدیویی از او در زمان شاه ندیدم، یک عده میگویند از روز نخsت شهید آوینی یک حزب اللهی و پیروی خط امام خامنه ای بوده است.
او که در آغاز [زمان شاهنشاهی] خود را «کامران آوینی» معرفی میکرد، به اشعار فروغ فرخزاد، احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث علاقه داشت. به ظاهر خود میرسید، کراوات میزد، و به فلسفهٔ غرب علاقهمند بود و همچون هم سن سال هایش در زمان شاه مصرف کننده دخانیات بود!
آن گونه که خود نقل کرده است با گرایش به اندیشههای انقلابی و اسلامی تمام نوشتههای پیشین خود را از بین برد.
نابودی نوشتههای پیشین از ترس نقد گذشته اش بوده و یا کامران آوینی همچون برخی تصمیم گرفته بود از مسیر و روش دیگری به هدف خودش برسد؟ شاید هم به راستی کامران آوینی از روز نخست یک حزب اللهی بوده.

یوسفعلی میرشکاک (شاعر و نویسنده)، با «سبیل نیچه ای» از طرفداران آوینی
به راستی کسی تاریخچه میرشکاک را در زمان شاهنشاهی نمیداند!
آوینی به اینگونه سبیل ها میگفت نیچه ای

«من از یک راه طی شده حرف میزنم»
تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک «راه طی شده» با شما حرف میزنم. من هم سالهای سال در یکی از دانشکدههای هنری درس خواندهام. به شبهای شعر و گالریهای نقاشی رفتهام. موسیقی کلاسیک گوش دادهام، ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده دربارهٔ چیزهایی که نمیدانستم گذراندهام. من هم سالها با جلوهفروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیستهام، ریش پرفسوری و سبیل نیچهای [همچون سیاوش کسرایی و خسرو گلسرخی] گذاشتهام و کتاب «انسان تکساحتی» هربرت مارکوزه(عضو ا مکتب فرانکفورت) را ـ بی آنکه آن زمان خوانده باشماش ـ طوری دست گرفتهام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتابهایی میخواند، معلوم است که خیلی میفهمد... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشاندهاست که ناچار شدهام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمیشود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمیآید. باید در جستوجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس براستی طالبش باشد، آن را خواهدیافت و در نزد خویش نیز خواهدیافت... و حالا از یک راه طی شده با شما حرف میزنم

آیا کامران آوینی یک نئومارکسیست بود؟ پس چگونه به آقا سید مرتضی آوینی تبدیل میشود سید و مرتضی ای میشود که در راه امام خامنه ای شهید یمشود.
چگونه یک نفر میتواند اینگونه دگرگون شود؟ نمونه مشابه ای نیافتم.
مسعود بهنود درباره او میگوید:
مرتضی آوینی را من از زمانی که دانشکده بود میشناسم... مرتضی بچهٔ تندرویی بود که در هر دوره یک حالی داشت. یک دوره تمام بازوهایش جای سوزن بود. شب در دانشکده خوابش میبرد، فردا صبح جسدش را از دانشکده بیرون میآوردند. اصولاً بچهٔ تندرویی بود. هرکار میکرد تا تهش میرفت. بعد یک دوره هیپی شد. موهایش را گذاشته بود بلند شود. مدرن شده بود. قرتی مآب شده بود. شلوار جین میپوشید. دستبند میبست و از این جور کارها.
اما شانس یا بدشانسی که آورد این بود که سال ۵۶ زد به عرفان و ادبیات عرفانی. بقیهٔ کارها را کنار گذاشت.
به گفته همسرش:
چند سال از انقلاب گذشته بود که مرتضی سیگارش را ترک کرد. دلیلی که برای این کار ذکر کرد این بود که آقا امام زمان در همه حال ناظر بر اعمال و رفتار ما هستند؛ در این صورت من چطور میتوانم در حضور ایشان سیگار بکشم؟ اینگونه بود که دیگر هرگز لب به سیگار نزد.
دخترش کوثر معتقد است برای برخی «آوینی خوب، آوینی مردهاست.»
کوثر آوینی گفته است:
کامران آوینی اینقدرها هم آدم عجیب و غریبی نبوده اما اگر بیاییم و آن موقعیت را از جایگاه تاریخیاش جدا کنیم و بگذاریم یک طرف و بعد زندگی دهه 60 سیدمرتضی آوینی را هم مقابلش قرار دهیم، آنوقت سالهای دانشجویی او و سرکشیهای جوانانهاش باعث به وجود آمدن انواع سوال و سوءتفاهمها میشود.
«سیدمرتضی آوینی» یک آدم کاملا جدید است، وقتی آنقدر بزرگ شدم که فهمیدم دور و برم چه اتفاقاتی دارد میافتد، دیگر آن تصور رسمی از پدرم شکل گرفته بود
تکهتکه کردن شخصیت پدرم اصلیترین مشکلی است که در این سالها اتفاق افتاده و تاثیراتش آنقدر گسترش یافته که به نظرم الان دیگر راه برگشتی وجود ندارد. حالا یک تصور رسمی از او شکل گرفته و جوانهایی که در این سالهای اخیر به سنی رسیدهاند که بتوانند با شخصیت او و نوشتههایش آشنا شوند، مشغول همین تصویر رسمی شدهاند.
اکثر آنها از روی یک عشق کلی به شهدا جذب پدرم میشوند و کمتر حوصله مطالعه درست انبوه نوشتههای برجا مانده از او را دارند. البته خانواده هم در جا افتادن این تصویر رسمی مقصر بوده است، از این جهت که بهقدر کافی تلاش نکرده تا این تصویر را تصحیح کند. الان دیگر برای جوانهای نسل جدید موضوعیت ندارد که سعی کنند با مرتضی آوینی آنچنان که بوده آشنا شوند. اغلب آنها حوصله و نیاز رسیدن به این شناخت را حس نمیکنند.
آیا برای شناختن هرچه بهتر آوینی بهتر نیست هم کامران و هم سیدمرتضی را بهتر بشناسیم؟
آثار و نوشته های بعد از انقلاب او در اینترنت موجود است اما هیچکس کامران آوینی در زمان شاهنشاهی را نمیشناسد.
آیا آوینی قبل از انقلاب اسلامی گرایشات نئومارکسیستی هم داشته است؟
آیا هنوز نوشته های کامران آوینی موجود است؟
و خانواده وی میتوانند همکاری کنند؟
_______________________________
سایت الف، چه کسانی از نیمه پنهان آوینی میترسند؟
کتاب تکرار یک تنهایی، مرتضی آوینی
باشگاه خبرنگاران، حرف های متفاوت در تجلیل از یوسفعلی میرشکاک
گفت وگو با «كوثر آويني» دختر شهيد «سيد مرتضي آويني» روزنامه شرق
ماهنامهٔ سپیده دانایی، ش. شماره ۱۲ (اردیبهشت ۱۳۸۷): صفحه ۷۰ و ۸۰
گفتگوی هم میهن...
ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید: 161
تاريخ: چهارشنبه
15 ارديبهشت
1395 ساعت: 10:57