حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد
نخست تحریف واقعیت از جمله روش های موثری است که برپا کننندگان جنگ روانی با تمسک به آن سعی می کنند اذهان عمومی را از مسیر صحیح منحرف کرده، موضوعات و مسائل را طوری دیگر در نظرشان جلوه دهند. در واقع در این روش، تلاش بر آن است تا مردم از رویدادها، آنگونه که آنها می خواهند، برداشت نمایند. با توجه به اینکه هدف غایی در جنگ روانی، تسلط بر ذهن جامعه است، از ابزاری متناسب با روشهای روانشناختانه بهره گیری می شود که از جمله می توان به القای یأس و ناامیدی و ایجاد رعب و وحشت اشاره کرد. در روش القای ناامیدی، سعی بر آن است تا چنان تصویری از جامعه به مخاطب ارائه شود که فرد را از هرگونه امید و انگیزه ای نسبت به آینده بهتر واداشته تا اعتماد به نفس او را سلب کنند. در روش ارعاب نیز، شرایط به گونه ای تبیین می شود تا ضمن تخریب انگیزه مقاومت و کار در جامعه، ترس از ایستادگی در مقابل دشمن افزایش یابد.
دوم با نزدیک شدن به پایان دولت یازدهم، رئیس جمهور برای حضور در دولت بعدی، نیازمند جلب آراء مردم است و این امر محقق نخواهد شد مگر آنکه پاسخی درخور شان و قانع کننده برای افکار عمومی نسبت به عملکرد 4 ساله خود داشته باشد. با توجه به اینکه دولت در تحقق شعارهای خود، تا حدود زیادی ناتوان ظاهر شده است، ماشین مخرب جنگ روانی حرکت خود را شتاب بیشتری بخشیده است که تبلور آن را در رفتارهای رسانه ای بسیاری از مدعیان اخلاقگرایی می توان مشاهد کرد.
در فاز نخست عملیات روانی، تلاش شد تا با انتخاباتی کردن زود هنگام فضای کشور، افکار عمومی مردم از مسیر مطالبه گری نسبت به عملکرد دولت یازدهم، به حضور دکتر احمدی نژاد در عرصه انتخابات آتی ریاست جمهوری معطوف شود که در صورت تحقق این استراتژی، مشکل آنها تا حد زیادی مرتفع می شد. لکن از آنجا که مردم فهیم و با بصیرت ایران به راحتی فریب این قبیل رفتارهای عوام فریبانه را نمی خورند، فاز دوم عملیات روانی کلید زده شد.
در فاز دوم عملیات و در شرایطی که مردم مجدانه به دنبال پاسخگویی دولت نسبت به عملکردش هستند، انگشت اشاره بایستی به سوی نقطه ای غیر از هدف اصلی نشانه رود. به عبارت دیگر در حالی که بیش از سه سال از تصدی عوامل دولت یازدهم در پستهای خود می گذرد، به جای پاسخگویی به افکار عمومی در قبال عملکرد سه ساله خود، بر آتش تنور ضعفهای دولت گذشته دمیده می شود تا شاید از این طریق برای ضعفها و ناتوانایی های خود، متهم دیگری را یافته و او را پای میز محاکمه بکشانند و با قرار دادن دولتهای نهم و دهم در پشت میز محاکمه، تا حدودی از قضاوت افکار عمومی مصون بمانند. هم از این روست که در شیوه و روش مدعیان اخلاقگرایی، هر اتفاقی که در هر گوشه ای از عالم رخ دهد به نوعی به زلف مسئولان دولت دهم گره می خورد و آنان باید پاسخگو باشند. غافل از اینکه شاید این قبیل تجویزها در سال نخست ریاست جمهوری یازدهم، قابل قبول می نمود اما در شرایطی که بیش از سه سال از تصدی کامل دولت بر ارکان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور گذشته است، حواله دادن همه مشکلات به دولت قبل، تلاشی بی نتیجه و البته ناجوانمردانه است.
سوم راز سکوت 4 ساله دکتر احمدی نژاد برای آنانی که اندک آشنایی با خدعه های سیاسی و رسانه ای دارند، اینجاست که رخ عیان می کند. به واقع وارد شدن در بازی پاسخگویی به افتراهای مدعیان اخلاقگرایی، با توجه به قدرت و توان رسانه ای و تبلیغاتی در خدمت آنها نه تنها هدر دادن انرژی در یک بازی پوچ و از پیش تعیین شده بود، بلکه افتادن در دام عملیاتی بود که سالها برای آن تلاش شده بود. ورود به فضای پاسخگویی توسط دولت دهم، در واقع زمینه های هوچی گری رسانه ای و در پی آن پنهان شدن حقیقت، که همانا مطالبه گری مردم از مسئولان اجرایی کشور می باشد را فراهم می آورد. و البته آنچه در این شرایط همواره به مسلخ رفته است همانا حقیقت و عدالت بوده است.
چهارم در شرایط کنونی عاقلانه ترین رفتار آن است که مردم تمام توجه خود را معطوف به ارزیابی عملکرد دولت نسبت به وعده های خود کنند چرا که تنها در این صورت است که دولت مجبور به پاسخگویی صریح و شفاف خواهد شد و بالطبع مسائل و موضوعات فرعی نمی تواند جایگزین موضوعات اصلی کشور شود. ملتهب بودن فضای کشور، نه تنها هیچ سودی برای مردم نخواهد داشت بلکه می تواند آنان را از حقوقشان باز داشته و جامعه را به سوی بی ثباتی بکشاند.
حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد
گفتگوی هم میهن...
ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید: 140
تاريخ: چهارشنبه
15 ارديبهشت
1395 ساعت: 3:46