زندان سلیمان،کعبه زرتشت و گئوماتای مغ در بابل

خرید بک لینک
زندان سلیمان،کعبه زرتشت و گئوماتای مغ در بابل
زندان سلیمان، کعبه زرتشت و گئوماتای مغ در بابل

به جاست اگر توجه را به بنایی احتمالا مربوط به دوره هخامنشی جلب کنیم که البته متاسفانه کاملا سالم نمانده است. این بتکده در خود بابل در روی تپه قصر بنا شده بود. به نظر باستان شناس کاشف آن ر.کلده وای این بنا شکل یک برج چارگوش به عرض 11.5 متر بوده و دیوارهایی به ضخامت 3.25 متر داشته است. در داخل و روبه روی مدخل بتکده، یک قربانگاه یا یک پایه سنگی [ پا سنگ ] به شکل مربع ، که هر ضلع آن 2.40 متر بوده، قرار داشته است. اریک اشمیت فکر میکند که این بنا ممکن است آتشکده بوده باشد. اما این امر مسلم نیست، چون خود اشمیت در برابر این اظهار نظر یک علامت سوال بسیار پرمعنا گذاشته است. با این همه توصیف کلده وای تا اندازه ای یادآور نیایشگاه تپه نوشی جان و نیز زندان سلیمان در پاسارگاد و کعبه زرتشت در نقش رستم است که البته مساله کارکرد این بناها هنوز مورد بحث قرار دارد. پس این بنایی است در بین النهرین که شایسته توجه بیشتری از سوی پژوهندگان است. پس با آنکه میتوان تایید کرد که معماری هخامنشی در معماری مذهبی بین النهرین نفوذی نداشته جز آن که بنا شکل برج داشته است، اما مسلم است که طراح آن یک معمار کاخ ساز بوده است. مهم ترین ساختمان کاخ کوچکی است به سبک هخامنشی که این نیز در بابل ساخته شده بوده است. و البته این نباید ما را متعجب سازد زیرا بابل فقط مرکز یا تختگاه شهربی نهم نبود، بلکه مانند اکباتان و شوش یکی از زیستگاه های شاهان هخامنشی به شمار میرفت. در کاخ بابل تمام عناصر گواه آن هستند که این بنایی هخامنشی بوده است. این کاخ روی تپه قصر واقع در محلات شمالی شهر ساخته شده است. نقشه این کاخ طرح سنتی بین النهرین با حیاطی در مرکز نبوده بلکه بنا به اصول جدیدی که برای بین النهرین بیگانه تلقی میشده ساخته شده بود. با آنکه روبنای کاخ به کلی از بین رفته، اما نشانه های کافی وجود دارد که بتوانیم دست کم نقشه کاخ را باز سازی کنیم و خصوصیات اصلی آن را تا حد زیادی نزدیک به واقعیت بازشناسیم. این کاخ حدود 35 متر درازا و 20 متر پهنا داشته است. با پلکانی ساده اما بسیار عریض دسترسی به ایوان یا رواقی که دورادور برج مربع ساخته شده بوده امکان پذیر میشده است. در ایوان چهار ستون روی پاسنگ های چارگوش با شال تهستون بی آرایه وجود داشته است. در تالار هشت ستون مستطیل شکلی تعداد 8 ستون ( 2 ردیف چهار ستونی ) روی پایه های ناقوس شکل قرار گرفته بودند. از این تالار هشت ستون با در ساده ای وارد اتاق های کوچکی میشده اند. این طرح بسیار به بناهای تخت جمشید و شوش شباهت دارد. در واقع در این جا در برابر کاخی قرار داریم که نقشه اش چیزی میان کاخ های کوروش بزرگ در پاسارگاد و کاخ های داریوش و خشایارشا در تخت جمشید بوده است، با آن که دلایل کاملا متقاعد کننده ای نداریم تا این بنا را به شاه معینی نسبت دهیم، نشانه های فراوانی وجود دارد که کاخ متعلق به داریوش یکم بوده است. تفاوت اساسی با بناهای ایران آن است که در بابل با کاخی رو به رو هستیم که دارای یک ایوان و فقط دو برج چهارگوش و یک تالار پر ستون مستطیلی است. از این دیدگاه شایان ذکر است که درست همانند پاسارگاد، دشت گوهر در مرودشت و آپادانای اولیه در تخت جمشید، در اینجا نیز تالار مستطیلی وجود دارد که میتواند نشانه ای اضافی برای نسبت دادن کاخ به آغاز پادشاهی داریوش یکم باشد. پایه های ناقوس شکل مجهز به یک نمای قوسی، فقط 52 سانتیمتر بلندی دارند و با برگ های گردی بر روی ردیفی که برجستگی های بیضی یا تخم مرغی شکل دارند، آراسته شده اند. این تزیین کاملا شبیه تزیینات تخت جمشید و شوش است. کاوشگران غیر از نقشه و پایه ها به خاکی نیز دست یافتند که در چندین لایه پوشیده از اندود رنگ سرخ بود و از این نظر به خاک شوش و تخت جمشید شباهت داشت. در آن جا تمام این خاک ها قابل انتساب به داریوش یکم هستند و از این رو این نیز دلیلی اضافی برای ما است که این بنای بابل را به همین شاه نسبت دهیم. کاخ به صفحاتی از آجرهای سیلیسی براق و چند رنگ آراسته شده بوده است. خود این آجرها سپید و از جوش سنگهای ماسه و آهک درست شده اند. شایان ذکر است که این آجرها با آجرهای دوره نوبابلی که از گل رس پخته بودند فرق دارند، و با ویژگی هایی چه از نظر فن دوره نوبابلی که از گل رس پخته بودند فرق دارند، و با ویژگی هایی چه از نظر فن ساخت و چه کاربرد و اجرای رنگ کاملا شبیه آجرهایی هستند که در شوش و تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته اند و چه بسا آن ها را از ایران وارد کرده بوده اند.
به نظر کلده وی بنای بابل با صحنه ای از شکار تزیین شده بوده است. با این حال هیچ عنصری که اجازه چنین بازسازی را بدهد در اختیار نداریم. از قطعات پیدا شده میتوانیم نتیجه بگیریم که کاخ با صفحات لعاب داری تزیین شده بوده که روی آن ها تصویر 10 هزار سرباز هنگ جاوید نقش شده بوده و اجرای آن نیز کاملا شبیه شوش و تخت جمشید در ایران بوده است.آجرها همچنین با مضمون های متعدد ثانوی، نظیر آذین ها از نظر تنوع شکل و رنگ با آذین های گلسرخی دوره نوبابلی فرق دارند. کاخ همچنین با نقش برجسته هایی از سنگ آهک خاکستری - سیاه مزین شده بوده که بر انها نیز نقش انسان و آذین های گلسرخی وجود داشته است. می توان فرض کرد که سنگ های پایه ها و عناصر تزیینی دیگر را از ایران وارد کرده بوده اند. هر چند این کاخ از نظر ابعاد چندان با بناهای شکوهمند شوش و تخت جمشید قابل مقایسه نیست، اما بی تردید جزییات دیگر آن را به بناهای ایرانی شبیه میسازد. در مورد معماری کاخی میتوان گفت که نفوذ هخامنشی کامل است. این دوباره ثابت میکند که هنر هخامنشی اساسا یک هنر سلطنتی بوده که به خصوص در ساختن کاخ های رسمی تجلی میکرده است. شایان یادآوری است که پایه های ناقوس شکل در ابو شولفت، در بین النهرین مرکزی نیز کشف شده اند. فقدان اطلاعات بیشتر در این زمینه مایه دریغ است. پایه ناقوسی شکل دیگری در موسجیر کردستان و در تل الدیم واقع در شمال شرقی کرکوک کشف شده اند که منشا آن ها شال تهستون بی آرایه است.
در مورد حضور شاهان هخامنشی در بابل، باید توجه را به این واقعیت جلب کنیم که کاوشگران در بابل قطعه کنده کاری شده ای را بازیافته اند که احتمالا مربوط به نقش برجسته بزرگی مشابه نقش پیروزی داریوش یکم بر گئوماتای مغ و احتمالا تقلیدی از نقش برجسته بیستون بوده است. در اطراف کاخ نیز قطعات متعددی از سنگ نبشته های شاهان ایران پیدا شده است.

گفتگوی هم میهن...

ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 101 تاريخ: سه شنبه 7 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:27

صفحه بندی