افسوس که این مزرعه را آب گرفته/دهقان مصیبت زده را خواب گرفته خون دل ما رنگ میناب گرفته/وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته درچین و ختن ولوله از هیبت ما بود/در مصر و عدن غلغله از شوکت ما بود در اندلس و روم عیان قدرت ما بود/غرناطه و اشبیلیه در طاعت ما بود صقلیه نهان در کنف رأیت ما بود/فرمان همایون قضا آیت ما بود خاک عرب از مشرق اقصی گذراندیم/وز ناحیه غرب به افریقیه راندیم دریای شمالی را بر شرق نشاندیم/وز بحر جنوبی به فلک گرد فشاندیم هند از کف هندو ختن از ترک ستاندیم/ماییم که از خاک بر افلاک رساندی امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم/در داو فره باخته اندر شش و پنجیم با ناله و افسوس در این دیر سپنجیم/چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم هم سوخته کاشانه و هم باخته گنجیم/ماییم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم