بعدم مارکسیسم چون بقول خودشون در عمل حداقل ابتداش نیاز به خشونت و دیکتاتوری داره، ظاهرا دیگه نمیتونه از این مرحله به مرحلهء بعد گذر کنه و این استبداد و خشونت درش نهادینه میشه که طبیعتا خطاهای بزرگ و فساد رو هم میتونه براحتی موجب بشه.
همونایی که اون قدرت رو دست گرفتن دیگه به این راحتی پسش نمیدن و ایدئولوژی و اهداف اولیه رو هم خودشون بازتعریف و تحریف و مخدوش میکنن به شکل ها و بهانه ها و فریب های مختلف.
یه ایدئولوژی و آرمان باید واقعیت ها رو هم در نظر بگیره عملی هم باشه یا نه؟
در کل بنظر بنده نه سرمایه داری مطلق و افراطی خوبه و نه مارکسیسم یا سوسیالیسم مطلق و افراطی. بهتره یه ترکیبی از عناصری از هردوتا باشه. هیچکدام واقعیت و نیازهای انسانها رو بطور کامل پوشش نمیدن و هر دو خطر سوء استفاده و فجایع رو دارن.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان