حدود جغرافیای تاریخی تخارستان [ تخارها ( به چینی : تا – هیا ) ] به روایت پرفسور مارکو
برگرفته از :
ایرانشهر در جغرافیای بطلیموس ، تألیف : یوزف مارکورات ، ترجمه : دکتر مریم میراحمدی ، تهران : انتشارات طهوری ، 1383 ، رویه های 109 به بعد .
Dr.J.Marquart , Eranshahr , Berlin 1901 .
تخارها « تا – هیا » ها
تا حدودی ارائۀ تاریخ قلمرو و محدودۀ این مهمترین سرزمین مرزی که بیش از هر سرزمین دیگر ارتباطی بین ایران و خوارزم در غرب ، سغد در شمال ، حوزۀ تاریم و چین در شرق و قلمرو فرهنگی هند در جنوب برقرار کرده است ، پیش فرض های زیر ضروری به نظر می رسد :
1 – چاپ جدید انتقادی آثار بطلیموس با توجه به نسخه های خطی و نقشه ها .
2 – رجوع به محل های بین النهرین و فاصله ها در اثر بطلیموس و تثبیت آنها بر روی نقشه های امروزی با در نظر گرفتن مقیاس کوچکتر .
3 – ترجمۀ آنها به زبان سرزمین های غربی بر مبنای متون چینی سدۀ اول قبل از میلاد تا سدۀ دهم میلادی ، بنا بر منابع اصلی ( نه بر مبنای دانشنامه ها ) با لفظ چینی قدیم و آوانویسی نام های خارجی .
4 – بررسی های منظم منابع در ارتباط با فواصل هر سرزمین نسبت به یکدیگر و از پایتخت چین .
در مورد بند 3 و 4 هنگامی می توان با جواب قانع کننده ای دست یافت که بتوان در تاریخ آسیای مرکزی از بعضی چین شناسان مهاجر با همکاری ایران شناسان استفاده کرد و با منابع تاریخی سرزمین های غربی ( یونانی – رومی ، سریانی ، ارمنی ، بیزانسی ، عربی ) آشنا شد و اطمینان کامل حاصل کرد . از آنجائی که چنین خواسته هایی راهی طولانی دربردارد ، می توان گفت کوشش در این مورد ، با همه مشکلات آن طبیعتاً ارزش آن را خواهد داشت . متأسفانه نسخۀ خطی القانون المسعودي بیرونی که حاوی مطالب سودمند دربارۀ نواحی جیحون است ، در اختیار من نبوده است .
![حدود جغرافیای تاریخی تخارستان [ تخارها ( به چینی : تا – هیا ) ] به روایت پرفسور مارکو](http://up.tarikhfa.com/uploads/1430100469-122-india1AD.jpg)
« تا - هیا » ها و « یوئه - چی » ها در شی - کی
نام « تو – هو – لو ( T’u – hu – lu ) » در منابع چینی ، تا آنجا که من اطلاع دارم ، ابتدا در تاریخ « وای های شمالی ( 376 – 556 م ) ( Wei ) » به چشم می خورد . دربارۀ زمانی که آثار سانسکریت بودائی به زبان چینی ترجمه شده است ، اطلاع دقیقی در دست نیست . کتاب های هندی « پورانه » و به خصوص « مهابهاراتا » که نام های « تخاره » یا « توشاره » در آن کرارا یاد شده است ، در این مورد نمی تواند برای ما مفید واقع شود ، زیرا زمان گذاری دقیق در آن ها غیر قابل بررسی است .
در قطعات بدست آمده منابع تاریخی ، در متونی یونانی – رومی در مقابل منابع چینی ، نام تخارها نیم قرن زودتر از نوشته های مذهبی – تاریخی چینی ها به چشم می خورد ( یوستین ، فصل 42 ، ص 2 ، س 2 ) . در حدود سدۀ 124 قبل از میلاد ، آنان به « آرتابازن اول » [ اردوان اول ] حمله کردند ، وی در جنگی زخمی شد و در اثر جراحات پس از مدتی جان سپرد . سال ها قبل از آن حدود 126 قبل از میلاد فرستادۀ چینی به نام « چان – کیان ( Cang – Kian ) » با قوم « تا – هیا ( Ta – Hia ) » ملاقات کرد .
هدف اصلی هیأت وی ، بازگرداندن قوم « تا – یوئه – چی ( Ta Juea – ci ) » که در آن زمان در حدود 300-2 لی ، قسمت غربی « تا – یوآن ( Ta Juan ) » در شمال رودخانۀ « کوئی ( Kui ) » به سر می بردند ، به محل قدیمیِ آنان بود . سپس « جانگ – کین » به نزد « تا – هیا » ها آمد که در جنوب ، حدود 2000 لی جنوب غربی « تا – یوآن » در جنوب رودخانۀ « کوئی » به سر می بردند .
سفرنامۀ « چانگ – کین » از فصل 123 کتاب « سه – ما – تسین ( ma Tsien Sse) » اخذ شده است که « بروسه » آن را ترجمه کرده است . چون این جلد ، در نسخۀ موجود در کتابخانۀ « لیدن » کامل نیست ، گمان می کنم باید به ترجمۀ « کینگ اسمایل » با تردید برخورد کرد ، از این رو از آقای پروفسور « دگروت » که با علاقۀ زیاد متن ترجمه شدۀ مورخ چینی را در اختیارم گذاشت ، تشکر فراوان دارم . متن فصل 123 ، برگ 4 عبارت است از :
« یوئه – چی ( Jueh – Ci ) » های کبیر تقریباً در 2000 یا 3000 لی « تا – وان ( Ta – Wan ) » به سر می بردند . آنان در شمال آب های « وای ( Wei ) » اقامت داشتند ، در جنوب « تا – هیا » ، در غرب « آن – سی ( An – Sih ) » و در شمال « کانگ – کی » ( K’ang – Ki ) » قرار داشت . آنان مردمانی بیابانگرد بودند و به دنبال گله و حیوانات خانگی خود به این طرف و آن طرف کوچ می کردند . عادات و رسوم آنان مانند قبایل « هیونگ – نو ( Hiung – nu ) » بود . تعداد کمان داران آنان بین 10 یا 20 میریاد ( 1 میریاد : 10000 نفر ) بود . از این رو از قدرت نظامی خود بسیار مطمئن بودند و به قبایل « هیونگ – نو » کمتر اهمیت می دادند . اما همین که « مائو – تون ( Man – tun ) » تاج و تخت را به تصرف درآورد ، « یوئه – چی » ها را شکست داد .
خانِ بزرگِ ( شن – یو Sen – ju ) – هیونگ نو ها به نام « لو شانگ ( Lau – Sang ) » ، پادشاه « یوئه چی » ها به نام « تسانگ – نو » را کشت و از کاسۀ سر او برای خود جامی ساخت . در آغاز « یوئه – چی » ها بین و یا در « تون – هوآنگ ( Tun – Hwang ) » و « کین – لی ( K’ilien ) » به سر می بردند .
پس از شکست آنان از قوم « هیونگ – نو » از « وان » ( فرغانۀ بزرگ ) خارج و دور شدند و به سوی غرب روانه شدند ، قوم « تا – هیا » را شکست دادند و مطیع خود ساختند . آنان خیمه و خرگاه شاهانۀ خود را در شمال رود « وای » ( آمودریا ) برافراشتند . سایر اقلیت هایی که نمی توانستند تغییر مکان دهند ، بخش جنوبی کوه را به تصرف درآوردند . و « کیانگ ( Kiang) » آنان را « یوئه – چی های صغیر » نامید .
در بند های 6 و 7 همان کتاب آمده است :
« تا – هیا » در 2000 لی جنوب غربی « تا – وان » و جنوب آب های « وای » قرار دارد . شهرها و خانه هایی که این قوم در این سرزمین بنا کرده اند ، شبیه « تا – وان » است . در کشور پادشاهی وجود نداشت ، اما در هر شهر رئیسی بود .
آنان سربازان ضعیفی هستند و از جنگ می ترسند . اما در تجارت و بازاریابی مهارت بسیار دارند ، از این رو زمانی که آنان به غرب مهاجرت کردند ، « یوئه – چی » های کبیر قوم « تا – هیا » را شکست فاحشی دادند و آنان را به زیر سلطۀ خویش درآوردند . جمعیت « تا – هیا » بسیار زیاد بود و بیش از 100 میریاد بوده است . پایتخت این ناحیه « لان – شی ( Lan – Si ) » دارای بازارهای پر رونقی است که همه چیز در آنجا داد و ستد می شد و در بخش جنوب غربی قلمروی « سین – تو ( Sin – Tuh ) » قرار داشت .
« پان – کو ( Pan – Ku ) » در فصل 96 در ارتباط « تسین – هان – شو ( T sien Han – Su ) » با « تا – هیا » و « تا – یوئه – چی ( Ta Jueh – Ci ) » گزارش می دهد :
در اصل « یوئه – چی » های کبیر قبیلۀ چادرنشینی بودند که به دنبال احشام خود به این طرف و آن طرف نقل مکان کردند . آداب و رسوم آنان مانند « هیونگ – نو » ها بوده است . بیش از 10 میریاد کمان داشته اند و بر مبنای همین قدرت نظامی بود که قوم « هیونگ – نو » را کم اهمیت تلقی می کردند . در آغاز بین « تون – هوآنگ » و « کی – لین » بسر می بردند . اما پس از این که خان بزرگ « شن – یو » به نام « مائو – تون » آنان را شکست داد و خان بزرگ « یوئه – چی » ها به نام « لوشانگ ( لان – شانگ ) » را به قتل رساند و از کاسۀ سر او پیاله ساخت ، « یوئه – چی » ها به دور دست ها رفتند و از طریق « تا – وان » در غرب ، « تا – هیا » را شکست دادند و تحت سلطۀ خویش درآوردند . بدین ترتیب پایتخت خود را در شمال « آمودریا » احداث کردند ، و در آنجا بارگاه شاهی بنا کردند ، و سایر اقلیت هایی که نتوانستند از آنجا دور شوند ، قسمت های جنوبی کوه ها را به تصرف خویش درآوردند ، و « کیان » آنان را « یوئه – چی های صغیر » نامید .
اکثر آنان را با فرماندهان خان « هان » اشتباه گرفته اند . دارای پنج « هی – هو » بوده اند . این پنج « هی – هو » به « تا – یوئه – چی » بستگی دارند .
در دوران « چانگ – کیان » ، « تا – هیا » ها بی شک با وجود وابستگی به حکومت « تا – یوئه – چی » ، قوم مخصوص به خود بوده است . پایتخت آنان در شمال « تا – هیا » ، در جنوب « کوئی » یا « آب های – وان » بوده است . وقتی که قوم « یوئه – چی » به هنگام کوچ کردن خود به سوی غرب در شمال « کوئی » ظاهر شدند ، « تا – هیا » ها در نواحی جیحون بسر می بردند . آثاری از یک حکومت سلطنتی آنان به دست نیامده است . به نظر می رسد که نظام حکومتی آنان به صورت ملوک الطوائفی بوده است ، درست مانند شرایط سیاسی که در تمام اوقات در تخارستان متجلی بود .
اگر « چانگ – کیان » مردم « تا – هیا » را غیر جنگجو و تاجر پیشه ذکر می کند و در جای دیگر مردم « سن – توه ( Sin – Tuh ) ( سندهو Sandhu ) ، در اینجا « پنجاب » را شبیه « تا – هیا » می داند . چنین به نظر می رسد که بین قوم حاکم و مردم اولیۀ ایران اختلاف شدیدی نمی تواند بوده باشد . از این رو ، تخارها نیز نمی توانند از شهرت جنگجویی زیاد برخوردار باشند ، زیرا بوسیلۀ « آرتابازن ( Artabanos ) » مورد حمله قرار گرفته بودند . تروگوس « Trogus Pompeius » در اثر خود کوشش دارد که این قوم را کاملاً از « اسکیت ها » که از گذشتگان « فرهاد دوم » [ فرهاد ] در مقابل « آنتی خوس هفتم » تقاضای کمک کرده بودند ، متمایز سازد .
![حدود جغرافیای تاریخی تخارستان [ تخارها ( به چینی : تا – هیا ) ] به روایت پرفسور مارکو](http://up.tarikhfa.com/uploads/e1d440e43720547d52bc4b0a8eb56c32.jpg)
سکۀ فرهاد دوم
در نوشتۀ « تسین – هان – شو » وضع سیاسی « تا – هیا » بکلی تغییر یافته است .
« لان – شی ( Lan – Si ) » [ تلفظ قدیمی ، « لام – شی » ، یا « کین – شی ( کام – شی ) » ] دیگر پایتخت « تا – هیا » نیست ، بلکه پایتخت « تا – یوئه – چی » ها است . این نکته می بایستی در زمانی بین مسافرت « چان – کیانگ » ( 126 قبل از میلاد ) یعنی پایان حکومت « شی – کی ( Schi – Ki ) » ( 91 قبل از میلاد ) و پایان اولین سلسلۀ « هان » ( 24 میلادی ) در جنوب رودخانۀ « کوئی » بوده باشد که سرزمین « تا – هیا » کاملاً اشغال شده بود ، بدون آنکه « پان – کو » گزارش ویژه ای در این باره به جای گذاشته باشد . با وجود این به گونه ای می خواهد به این موضوع اشاره کند :
« یوئه – چی » ها به محل های « تا – هیا » ها روانه شدند ، همه « تا – هیا » ها از آنان اطاعت کردند .
عبارتی که ظاهراً برخلاف گزارش « سه – ما – تسین » انتخاب شده است ، چیزی است که کمتر به آن توجه شده است .
![حدود جغرافیای تاریخی تخارستان [ تخارها ( به چینی : تا – هیا ) ] به روایت پرفسور مارکو](http://up.tarikhfa.com/uploads/1280px-Asia-200ad.jpg)
پنج « هی – هو ( امیر نشین ) » به هنگام تسخیر « تا – هیا » ، این سرزمین با پنج امیر نشین که به « هی – هو ( Hi – heu ) » موسوم بود ، وابسته به « تا – یوئه – چی » ها بود و امیران آنان همانطور که در ذیل ذکر خواهد شد ، در مرزهای شرقی و جنوب شرقی مستقر بودند . « فردریک هیرث ( F.Hirth ) » عنوان « هی – هو » را در نزد اقوام « وو – سون ( Wu – Sun ) » و « هیونگ » ها شناسائی کرده است که تلفظ آن در گویش محلی « یاپ – ها ( Jap – Hah ) » است که به کلمۀ « یَبغو » در ترکی باستان مشابه است . بنابر نوشتۀ گوتشمید ، مشابه عنوان « کیوتسیو – خیو ( Kiu – Tsiu – K’ioh ) » همان « کوزولا – کادفیز ( Kozola Kadphes ) » است که سکه های او در حدود کابل و جلال آباد به کثرت یافت می شود . او به خود لقب « کوشانا - جاووگو ( Kusana Jawugasa – Jawugo ) » را اضافه می کند و این به ظاهر به معنای پادشاه یا « هی – هو » منسوب به « کوای – شوانگ ( Kwei – Swang ) » است . در محل دیگر قرار دادن کلمۀ « یَبغو » را برابر کلمۀ « یاووگ ( Jawug ) » [ به گویش پاراکریت ] و بر روی سکه های یونانی که به صورت ( Zaoora uwag ) است ، توضیح خواهم داد .
![حدود جغرافیای تاریخی تخارستان [ تخارها ( به چینی : تا – هیا ) ] به روایت پرفسور مارکو](http://up.tarikhfa.com/uploads/1024px-KujulaKadphisesCoinAugustusImitation.jpg)
سکۀ کوزولا – کادفیز
« تا – هیا » - تُخارها
از قرار دادن این گزارش های تاریخی – رومی و چینی مقابل یکدیگر با هم ، این ضرورت منطقی قیاس بدست می آید که « تا – هیا » برابر « تُخاری » است . « تا – هیا » یک آوانویسی غیر کاملی است که بخصوص در منابع تاریخی قدیمی ، قبل از تصحیح آن به آوانویسی جدید بوسیلۀ چینی ها به چشم می خورد . اشغال کامل سرزمین « تا – هیا » بوسیلۀ « یوئه – چی » ها را ، آنطور که « پان – کو » در اثر خود خلاصه کرده است ، « تروگوس پمپئوس » در پایان فصل 42 کتاب خود شرح داده است .
![حدود جغرافیای تاریخی تخارستان [ تخارها ( به چینی : تا – هیا ) ] به روایت پرفسور مارکو](http://up.tarikhfa.com/uploads/Amudaryamap.jpg)
زمان اشغال سرزمین « تا – هیا » ها بوسیلۀ « یوئه – چی » ها
« تروگوس » در شرح وقایع تاریخی پارت ها ، از ارسال زندانی ها و پرچم های رومی که بوسیلۀ « فرهاد چهارم » در سال 20 قبل از میلاد اسیر شده بودند ، گزارش کرده است . « تروگوس » در پایان ، تاریخ اسکیت ها را دوباره تکرار کرده است ؛ و از محتوای آن چنین برمی آید که پادشاهان « آسی » ( آسیانی ) به حکومت سرزمین تخارستان دست یافتند و اقوام « سکائی ساروک » را از بین بردند .
ذکر تاریخ اسکیت ها بوسیلۀ مؤلف در اینجا ، بواسطۀ اهمیت بیش از حدی که ساروکها در قلمرو پارت ها ایفا کرده اند ، و آن زمانی است که فرهاد را با سپاهیانش در سال های 26 و 27 قبل از میلاد به قلمرو خود عقب نشاندند . از محتوای کتاب چنین برمی آید که « آسیان » ها ابتدا در شمال رودخانۀ « کوئی » که محل اقامت « یوئه – چی » های چینی بود ، به سر می بردند . « ساروک ها » [ سکائی هایی که در جنوب و کرانۀ سیردریا بودند ] و « ساکاروک ها » در قسمت غربی باکتری ( = بلخ ) و بعدها در « گوزکان » اقامت گزیدند . بدین ترتیب برای تخارها تنها محل شرقی باکتری با پایتخت « باکتریا » باقی ماند .
همچنین از این نوشتۀ « تروگوس » ، تاریخی نیز برای اشغال « تا – هیا » بوسیلۀ « یوئه – چی » ها بدست می آید . بازگشت فرهاد چهارم در سال 26 و 27 قبل از میلاد سبب شده است که تروگوس تاریخ اسکیت ها را تکرار کند ، بطوری که آن تغییرات در بین النهرین قبل از سال 17 قبل از میلاد بوجود آمده است . « تروگوس » در اثر خود ( کتاب 41 ) در مورد استقرار سکاروک ها و آسیان ها در باکتری و سغد اشاره کرده است .
به عقیدۀ وی اقوام سکائیِ ساروک و آسیانی ، باکترا و سغد را تصرف کردند ؛ به عقیدۀ تمام مورخان جدید تر ، حکومت باکتری یونانی به دست پارت ها منهدم شده است . این مورخان از گفتۀ « یوستین » ( کتاب 41 ، قسمت 6 ، بند 3 ) شاهد می آورند . این اظهار « یوستین » پر از ضد و نقیض و کم ارزش است . کسی که از نوشته های « تروگوس » گلچین کرده است ، افتادن دو ساتراپ به دست پارت ها را در زمان « اوکراتیدس » با زوال خود حکومت مخلوط می کند و علت هم آن است که در متن ، بی موقع به یاد اصل و نسب پارتی ها که از « سگزیان » بوده اند ، می افتد .
در کتاب تروگوس اقوام مهاجر و سرزمین های اشغال شده با هم و در بعضی موارد مقابل یکدیگر قرار داده شده است . به طوری که « ساکاروک باکترا ، و آسیانی » - سغدیانه به یکدیگر تعلق یافته اند . این توازی ، به عمد نشان می دهد که تخارها از قلم افتاده اند .
از مفاد این متن ، چنین استنباط می کنیم که ابتدا نواحی باکتریه بوسیلۀ سارکوها و تخارها ، و سپس سغدیانه نیز بوسیلۀ « آسیانی » ها اشغال شده است . نهایتاً نیز قابل فهم است که « کانگ – کی ( K’ang – Ki ) » قومی است که بنابر نوشتۀ « شی – کی » و « تسین – هان – شو » ، مانند « تا – یوئه – چی » ها ( Ta – Jueh – ci ) و « ین – تسای » ها ( Jen tsai ) که در شمال غربی آن به سر می بردند ، دارای یک آداب و رسوم ، یعنی زندگی بیابانگردی بودند ، اما بنابر منابع بعدی بطور نامفهومی آنان در سغدیانه قرار داده شده اند ، و پس از « سه – ما – تسین » ، در شمال غربی « تا – یوآن ( Ta Juan ) ، فرغانه » ، یعنی در جیحونِ میانی ( در حدود چاچ ) به سر می بردند .
ابتدا « تا – یوئه – چی » ها ، احتمالاً در اثر حملات « هیونگ – نو » ها ، « درۀ زرافشان » ( کانگ – کی ( K’ang – Ki ) ) را ترک کردند و به ساحل « کیو – شو ( Kui – Su ) » مهاجرت کردند و در آنجا اسکان یافتند . از این رو چنین نتیجه می شود که مرزهای شمالی « تا – هیا » ، قبل از اسکان « تا – یوئه – چی » ها که بعدها نیز کاملاً « تی – هو – لو ( T’u – ih – lo ) » را دربرمی گرفت ، تا « دروازۀ آهنین » در قسمت جنوبی « کَش » می رسیده است .
استرابو ( کتاب 8 ، بند 2 ، ص 511 ) از چهار قبیلۀ صحرانورد یاد می کند که سرزمین سکاها را در باکتری یونانی که در آن سوی سیردریا بود ، جدا می ساخت . نوشتۀ استرابو یک نظریۀ دوگانه و غیر دقیقی را دربر دارد . در ابتدا نباید شک کرد که یکی از نام ها یعنی « پاسیانوئی » ، همان نام « بربرها » باشد که « تروگوس » آن را آسیانی ، یعنی « یوئه – چی » چینی ها ، نوشته است .
آسیان ها ( یوئه چی ها )
سردیس گِلی و رنگآمیزیشدۀ یک جنگجوی یوئه چی
تا کنون از جانب منابع چینی این موضوع که تخارها و ساکاروک ها مانند « یوئه چی » ها از مسیر سرزمین سکاها و سغدیانه به جیحون رسیده بودند ، روشن نشده بود . اگرچه بطلیموس مانند استرابو شبیه همین استنباط را می بایستی داشته باشد ، زیرا « تاخوروی » کنار « ایاتیوی » در بخش شمالی جیحون قرار داده شده بود و جزو همان محل هم « آوگالوی » را قرار داده است .
موطن اصلی « تو – هو – لو » ها در زمان نفوذ آنان در باکتری
نام « ساگاروکی » ، محلی که باکتری ها در قسمت غربی آن اقامت داشتند ، برای چینی ها ناشناخته بود . ظاهراً نام آنان ریشه ایرانی دارد . نام نهادن آن نام بر خود نیز برای ما نامعلوم است . وضع قدیمی قلمرو پادشاهی « تو – هو – لو » قبل از مهاجرت آنان به باکتری در زمان « هوآنگ – چوآنگ » در قرن هفتم معلوم بوده است . این قلمرو در حدود 600 لی ( 6 روز راه ) در قسمت شرقی « پی – مو ( Pi – Mo ) » و تقریباً در 400 لی ( 4 روز راه ) از مرز شمالی قلمرو حکومت ختن قرار داشته است . در آن زمان کاملاً شهر ویران و خالی از سکنه بود . ما از گزارش های مهم زائران چینی ، چنین استنباط می کنیم که « تو – هو – لو » ها در موطن قدیمی خود از شهرهای پر رونقی برخوردار بوده اند .
اینکه آنان را بدین ترتیب از قوم بیابانگرد « یوئه – چی » ها باید جدا ساخت ، مطلبی است که با توصیف دربارۀ « تا – هیا » در اثر « کی – شی » مطابقت دارد . از این موضوع چنین نتیجه می شود که مهاجرت آنان به باکتری هیچ ارتباطی با مهاجرت « یوئه – چی » ها نداشته است و این مهاجرت کاملاً در مسیر راه های جنوبی صورت گرفته است . به مرور زمان و پس از اسکان « یوئه – چی » ها ، در « تا – هیا » با یکدیگر ترکیب شدند .
شرایطی که باعث شد تخارها و ساکاروک ها در آنجا مستقر شوند ، برای ما ناشناخته است . اما می توان حدس زد که این حرکت ، بازتاب فوری کوشش های پادشاهی هلنی باکتری بود که می خواست قلمرو خود را به منظور جبران خسارت هایی که از جانب پارت ها متحمل شده بود ، تا حدود « سره » ها ( Serer ) و « فاونر » ها ( Phaune ) گسترش دهد . از این رو « دیونیزوس ( Dionysos ) » در منابع بسیار قدیمی خود « تخار » ها را با ( - فرونوی فاونر ) و اقوام « سره » با هم آورده است .
آنان در اثر « پلینیوس » هم ، در کنار یکدیگر قرار داده شده اند . احتمالاً هلنی ها قبل از این که فتوحات « دمتریوس » و « اوکراتیدس » در هندوستان آغاز شود ، ناحیۀ باکتری را تقریباً تخلیه کردند و به جانب سرزمین های جنوبی هندوکش ، بویژه قندهار روانه شدند . در سال 140 قبل از میلاد باکتری ها ، یعنی باکتری های یونانی برای آخرین بار به صورت مستقل ذکر شده اند .
گفتگوی هم میهن...
ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید: 110
تاريخ: جمعه
3 ارديبهشت
1395 ساعت: 22:03