صدای پای آب پنجاه ساله شد

خرید بک لینک
صدای پای آب پنجاه ساله شد

صدای پای آب پنجاه ساله شد

دیشب داشتم هشت کتاب سهراب را ورق می زدم. وقتی به سروده بلند "صدای پای آب" رسیدم دیدم که در ابتدای آن نوشته:

"چاپ اول
هزار سیصد و چهل و چهار
مجله آرش، دوره دوم، شماره سه"

یک حساب سرنگشتی که کردم دیدم امسال دقیقا پنجاهمین سال انتشار این سروده بلند که انصافا می تواند بهترین اثر سهراب سپری نام بگیرد، است.

سهراب در ابتدای این اثر، سروده خود را "نثار شب های تار مادر"ش کرده و در پایان از تاریخ نگارش آن که در "کاشان، قریه چنار، تابستان 1343" است، یادی می کند. این سروده با در نظر گرفتن معیارهای معمول ادبیات چندان هم نمی تواند "بلند" نام بگیرد. در قطع جیبی حدود 25 صفحه است که به طور معمول حدودا 10صفحه قطع وزیری می شود.

این سروده را تقریبا همه لااقل به اعتبار کتاب درسی دبیرستان شنیده ایم و سبک نگارش آن بگونه ای ست که معمولا مخاطب را بخود جذب می کند و در بسیاری موارد جرقه یک دلبستگی طولانی مدت را در ذهن و روان او باعث می شود. بخش ابتدایی آن چندان معروف است که با شنیدن نام سهراب همه یاد آن می افتند:

اهل کاشانم
روزگارم بد نیست.
تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی.
مادری دارم ، بهتر از برگ درخت.
دوستانی ، بهتر از آب روان.

شاید کمتر شاعری را بشود پیدا کرد که نام شهر خود را اینچنین هنرمندانه در شعر بیاورد، به طوری که مخاطبان او همیشه با تداعی آن، نام زادگاه او را در خاطر زنده کنند و حتی به گونه ای، مفهومی عرفانی و آسمانی به زادگاه او ببخشند. حافظ نیز از جمله کسانی ست که نه به روشنی و صلابت سهراب، اما به گونه هنری و شاعرانه نام زادگاهش را در ذهن مخاطبان خودبرای همیشه حک کرده است:

خوشا شیراز و وصل بی مثالش
خداوندا نگه دار از زوالش

این سروده سهراب در ابتدا رنگ و بویی شخصی دارد اما بعدا نگاهی عرفانی و جهانشمول به خود می گیرد. در ابتدا از شهر خود، پدر و مادرش، حرفه اش، آیینش و دوستانش، نسبش و محل زندگانی اش می گوید. و پس از آن گستره نگاه خود را بسط می دهد به تجربیات معنوی و عینی خود می پردازد. درباره سروده او و مفاهیمی که در قالب آن قصد داشته بیان کند بسیار میشود سخن گفت و در پست های آینده با کمک و همفکری دوستان می شود به آن پرداخت.


صدای پای آب و موسیقی

این سروده طبیعتا به خاطر شیرینی و خاطره انگیر بودنش، مانند خیلی از سروده های دیگر در عالم موسیقی نیز به کار گرفته شده. علیرضا عصار بخش هایی از صدای پای آب را در قطعه "زیر باران" اجرا کرده است که یکی از بهترین و بیاد ماندنی ترین آهنگ های اوست.

چشمها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت
فکر را خاطره را زير باران بايد برد
با همه مردم شهر زير باران بايد رفت
دوست را زير باران بايد ديد
عشق را زير باران بايد جست
هر کجا هستم٬باشم

آسمان مال من است
پنجره٬فکر٬هوا٬عشق
زمين مال من است
چشمها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت

هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره٬فکر٬هوا٬عشق
زمين مال من است

اگر دوست داشتید می توانید این قطعه زیبا را از اینجا دانلود کنید

گفتگوی هم میهن...

ما را در سایت گفتگوی هم میهن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 32 تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 5:11

صفحه بندی