چرا جهان فیلم های میلانی معمولا سیاه و سفید است؟

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

    روزنامه آسمان آبی - سعید مروتی: «ملی و راه های نرفته اش» از اصرار تهمینه میلانی بر مضووع تقریبا همیشگی اش حکایت دارد؛ این که زنان فرشته صورت زیر دست مردان دیوسیرت با انواع و اقسام تحقیرها و شکنجه های روحی و روانی مواجه می شوند. در دنیای سیاه و سفید میلانی مرد دیو است و زن فرشته. در «ملی و راه های نرفته اش» ملیح (ماهور الوند) دختر ساده و معصومی است که در پی آشنایی با سیامک (میلاد کی مرام) شیفته او شده و با وجود مخالفت خانواده خیلی زود با او ازدواج می کند.

    سیامک جوان مثبت و عاشقی به نظر می رسد، ولی برای آن ها که فیلم های قبلی میلانی را دیده اند، واضح است که قرار است به زودی نقاب از چهره بردارد و در قامت آشنای مردان فیلم های او ظاهر شود؛ در قامت مردی که همسرش را با بهانه و بی بهانه به باد کتک می گیرد، زبان به تحقیرش می گشاید و خلاصه روزگارش را سیاه می کند.

    این تصویری است که میلانی سال ها تکرارش کرده است. درواقع هر وقت فضای سیاسی اجتماعی ایران برای فیلمساز مساعد بوده، او سراغ قصه همیشگی دیو و فرشته اش رفته است، یا به تعبیری دقیق تر با صراحت بیشتری به مایه مورد علاقه اش پرداخته است. مثل فیلم هایی که او در دوران اصلاحات ساخت: «دو زن»، «واکنش پنجم» و «زن زیادی». فیلم هایی که در آن ها زنان قربانیان جامعه ای مردسالار هستند. جالب این که «زن- آزادی خواهانه»کارگردان زن سینمای ایران فوت و فن فیلمسازی را در سال های دستیاری از کارگردانی آموخته که بخشی از شهرت و اعتبار و جایگاهش را مدیون ترسیم دقیق و موثر رفاقت های مردانه بوده است.

    چرا جهان فیلم های میلانی معمولا سیاه و سفید است؟

    سابقه دستیاری تهمینه میلانی برای مسعود کیمیایی، جدا از یاد گرفتن دکوپاژ و میزانسن و هدایت بازیگر، خصیصه دیگری را هم به همراه داشته که می توان آن را در فیلم های تامل برانگیز میلانی دید: توانایی در خلق شخصیت های موثر و درآوردن حال و هوایی گرم و تاثیرگذار. هر دو نشانه را می شود در فیلم های «دو زن» و «نیمه پنهان» مشاهده کرد.

    زن های تنهای میلانی، این فرشته های بال و پر سوخته که در جهانی مردانه گرفتار آمده اند، گاهی آن قدر موثر بوده اند وتوامان به ساختن تصویری از یک دوران یاری رسانده اند که بشود با دنیای صفر و صدی فیلمساز کنار آمد.


    فیلمسازی که در انتهای دهه 60 توانست در قالب گونه بی دردسر و محافظه کار آن سال های سینما، یعنی ملودرام خانوادگی، کارگردانی را شروع کند. در «بچه های طلاق»، فرشته (مهشید افشارزاده) که دانشجوی سینماست، با ورود به خانواده ای بحران زده با مشکلات دختر نوجوانی آشنا می شود که والدینش از هم جدا شده اند.

    داستان مردهای دیوسیرت فیلم های میلانی با اولین ساخته اش شروغ می شود؛ جهانبخش سلطانی در فیلم «بچه های طلاق» همسرش را طلاق داده و این موضوع به بحران های روحی دخترش منجر شده است. فیلمساز گرچه کوشیده مظلومیت های زنان را به تصویر بکشد، در نهایت به راه حال های همان جامعه مردسالاری که به آن نقد دارد تن می دهد: این که در پایان فیلم همین اقتدار مردانه است که راه به تفاهم می شاید.

    در «افسانه آه» میلانی فرم عوض می کند و حال و هوایی روشنفکرانه به فیلمش می دهد.

    تکثیر شخصیت زن فیلم در قالب چهار زن و نمایش مشکلات و معضلات آن ها ادامه ای بر دیدگاه های حاکم بر «بچه های طلاق» است که به دلیل ساختار روایی آشفته اش توفیقی نمی یابد. «اغراق»، یکی از ویژگی های مهم فیلم های میلانی، وقتی در خدمت اثری در ژآنر کمدی و فیلم «دیگه چه خبر؟» قرار امی گیرد، به نتیجه ای درخور و تامل برانگیز می انجامد. فرشته (ماهایا پطروسیان) در روایت تبعیض هایی که خانواده از دوران کودکی میان او و برادرش عباس (دانیال حکیمی) انجام می دهند، به اغراق آشنای فیلم های دیگر میلانی نزدیک می شود، ولی این بار چون ژآنر فیلم کمدی است، جالب توجه از کار در می آید.

    چرا جهان فیلم های میلانی معمولا سیاه و سفید است؟

    شوخی های سنجیده فیلم و موفقیت در ایجاد حال و هوای فانتزی با خلق روبوتی به نام مبارک، «دیگه چه خبر» را به فیلمی موفق تبدیل می کند. مایه های «زن- آزادی خواهانه» فیلم هم، برخلاف اغلب آثار میلانی، در این فیلم شکل بیانیه نمی یابند و مضمون به فرم غلبه پیدا نمی کند.

    رخ دادن دوم خرداد و فضای بازی که محصول این اتفاق بود، باعث شد میلانی بتواند فیلمنامه ای را جلوی دوربین ببرد که ظاهرا سال 72 نوشته و بارها با ساختنش مخالفت شده بود. در دورانی که نقش زن ها در فضای اجتماعی سیاسی پررنگ تر از قبل شده بود، میلانی «دوزن» را جلوی دوربین برد. بهترین فیلم میلانی در بهترین زمان ممکن ساخته شد.

    همه مردانی که در «دو زن» به تصویر کشیده شده اند، جز همسر رویا، دوست فرشته (که او هم از فرط مثبت بودن یک تیپ نمایشی باورناپذیر از کار درآمده)، منفی هستند: از احمد (آتیلا پسیانی) که مردی سنتی است تا حسن (محمدرضا فروتن) لمپنی که از دل فیلم های فارسی دهه 50 آمده است و حتی پدر فرشته (رضا خندان) که دخترش را مجبور به ازدواج با مردی می کند که تناسبی با او ندارد.

    حکایت مکرر دیو و فرشته این بار تاثیرگذار از کار در می آید، چون میلانی می تواند تماشاگر را با فرشته «دو زن» همدل کند. کاراکتری که تماشاگر به لحاظ عاطفی با او همراه می شود و او با به مثابه زنی می پذیرد که قربانی جامعه مردسالار شده است.

    دو سال بعد از «دو زن» و در آخرین سال دولت اول اصلاحات، میلانی با «نیمه پنهان» رادیکال ترین فیلم کارنامه اش را می سازد؛ فیلمی که صراحت اجتماعی اش ار «دو زن» هم پررنگ تر است. اگر انقلاب فرهنگی در حاشیه قصه زندگی فرشته مطرح می شود، این رخداد در آینده فرشته «نیمه پنهان» نقشی پررنگ ایفا می کند. در «واکنش پنجم» نمایش تقابل فرشته (نیکی کریمی) با حاج صفدر (جمشید هاشم پور) بیش از آن که تراژدی باشد به کمدی ناخواسته شباهت یافته است.

    چرا جهان فیلم های میلانی معمولا سیاه و سفید است؟

    اغراق های میلانی از طرف تکرار، کار را به هجو مفاهیم مورد علاقه اش می کشاند. این اتفاق به شکلی گسترده تر در «زن زیادی» رخ می دهد. دنیای سیاه و سفید میلانی فیلم به فیلم با پرداختی هجو آمیزتر همراه می شود. جالب این که میلانی در «آتش بس» سراغ کمدی رمانتیک می رود و نسخه ای ایرانی از فیلم معروف «آقا و خانم اسمیت» را ارائه می دهد.

    کل کل های تمام نشدنی گلزار و افشار، با پرداخت حرفه ای فیلمساز، از فیلم اثری گرم و مفرح می سازد؛ به خصوص که این بار پیام های اجتماعی و «زن- آزادی خواهانه) یا کنار گذاشته شده یا به خدمت قصه درآمده اند.

    در فیلم «سوپراستار» که زمان دولت اول احمدی نژاد ساخته می َود، میلانی برای اولین بار فیلمی مردمحور می سازد. شخصیت اصلی این فیلم کوروش زند (شهاب حسینی) است؛ مردی که گرچه به لحاظ تبارشناسی شبیه مردان فیلم های قبلی فیلمساز است، موقعیتی استثنایی دارد: او امکان تحول و به خودآمدن برایش پیش بینی شده است. «سوپراستار» را حتی می توان محصول توقیف «تسویه حساب» فیلم قبلی میلانی دانست که در آن افراط در رسیدن به حساب مردان دردسرساز شده بود.

    در «یکی از ما دو نفر»، دیگر فیلم میلانی در این سال ها، بابک «بهرام رادان» مثل کوروش زند در فیلم «سوپراستار» یک دن ژوان ایرانی است، با این تفاوت که بابک «یکی از ما دونفر» که کارش اذیت و آزار شخصیت مثبت فیلم، سارا (السا فیروزآذر)، است آن قدر گل درشت و اغراق آمیز از کار درآمده که یک تنه شکست همه جانبه فیلم را رقم می زند. پس از ناکامی «یکی از ما دو نفر» بازگشت به دامن کمدی رمانتیکک و ساختن دنباله ای بر فیلم پرفروش «آتش بس» (اولین فیلم میلیاردی سینمای ایران) انتخاب مطمئنی به نظر می رسید.

    «آتش بس 2» گرچه در مقایسه با آثار متاخر سازنده اش فیلم بهتری است در قیاس با فیلم «آـش بسم آشکارا کم می آورد. یکی از دلایلش هم این است که شیمی رابطه زوج بهرام رادان و میترا حجار به اندازه تیم گلزار و افشار دلپذیر از کار درنیامده است. صدور بیانیه های روان شناختی در «آتش بس 2» یک بار دیگر نشان می داد برای میلانی حتی هنگام ساخت یک کمدی رمانتیک تجاری هم بیان دغدغه هایش از هر چیزی، از جمله سینما، مهم تر است. این راهی است که میلانی انتخاب کرده و ظاهرا باید آن را به عنوان خصیصه او پذیرفت.


    نکته این جاست که با گذر از دهه 70، او در 15 سال اخیر به ندرت توانسته فیلم موثری بسازد. فیلمی از جنس «دو زن» در کارنامه میلانی با وجود تکثیر تاسف بار حکایت های دیو و فرشته، تکرار ناپذیر به نظر می رسد. دست کم «ملی و راه های نرفته اش» مثل اغلب فیلم های این سال های میلانی این را می گوید. مایه های «زن- آزادی خواهانه» دلخواه فیلمساز، هم اگر روزگاری نشانه ترقی خواهی محسوب می شد، حالا به شدت دمده و نخ نما به نظر می رسد.
    نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : 0 تاريخ : جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 0:16
    برچسب‌ها :

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :