گفتگوی هم میهن

متن مرتبط با «معشوق» در سایت گفتگوی هم میهن نوشته شده است

ماجرای دستگیری و قتل معشوق اشرف به دستور وی

  • نیلوبلاگ

    ماجرای دستگیری و قتل معشوق اشرف به دستور وی در صفحه 234 جلد اول کتاب خاطرات ارتشبد حسين فردوست با عنوان "ظهور و سقوط پهلوی" آمده است: پالانچیان، رفیق جدید اشرف که از خانواده های بسیار متمول ارامنه ایران بود، از تمام رفیق های او سر بود. قد رشید و صورت زیبا داشت و خوشتیپ و خوش هیکل بود.زمانی که قائم مقام ساواک بودم از ما خواسته شد پالانچیان را دستگیر کنیم! با کسب اجازه از محمدرضا وی دستگیر و روانه ز...

    ادامه مطلب
  • تمام معشوقهu200cهای پوتین + تصاویر

  • نیلوبلاگ

    تمام معشوقههای پوتین + تصاویر رابطه جدید رییس جمهور روسیه با همسر رابرت مورداک/ تمام معشوقههای پوتین + تصاویربرخی رسانهها از رابطه عاشقانه پوتین و همسر غول رسانهای جهان خبر میدهند.به گزارش گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از دیلی بیست، ولادیمیر پوتین - رییس جمهور روسیه - قرار ملاقات عاشقانه با وندی دینگ، همسر سابق رابرت مورداک – غول رسانهای جهان - گذاشته است. منابع مطلع از رابطه جدی این دو فرد خبر میدهند. با این وجود، وندی دینگ روز دوشنبه هفته گذشته در قایق تفریحی رومان آبراموویچ، میل...

    ادامه مطلب
  • پاسداشت معشوق از جانب سعدی شیرین سخن در یک بیت !

  • نیلوبلاگ

    پاسداشت معشوق از جانب سعدی شیرین سخن در یک بیت ! من دست نخواهم برد الا به سر زلفتگر دسترسی باشد یک روز به یغمایی+برای کسانی که با شعر آشنایی ندارندسعدی شیرین سخن می فرمایداگر روزی چو ره زنان؛ معشوق بدامم افتد و بر او تسلط "دست درازی" داشته باشمدستم نه بر هیچ کجای بدن معشوق؛ که بر زلف و موی او خواهد رفت؛ و لاغیر ! This entry passed through the Full-Text RSS service - if this is your content and you're reading it on someone else's site, please read the FAQ at fivefilters.org/content-only/faq.php#p...

    ادامه مطلب
  • اوج حس جدایی از معشوق در این شعر...

  • نیلوبلاگ

    اوج حس جدایی از معشوق در این شعر... تنم در کوره ی تب سوووزد امشب... روانم درد و رنج افروزد امشب...فلک از روی تو در محفل من...چرا شمعی نمی افروزد امشب...مرا از تب؛ نباشد ناله ی درد...نترسم از لب خشک و رخ زرد...از آن نالم که "تب" در روز دیدار...مرا زان ماه مهر افزا جدا کرد...ور امشب می رسیدی بر سر من...وگر می آرمیدی در بر من...بجای دوزخ هجران و حسرت...بهشتی می دمید از بستر من...یکی از بهترین شعرهای تاریخ ادبیات... از رعدی آذرخشی...اوج حس جدایی از معشوق در این شعر نهفته استو صدای بنان هم که... Thi...

    ادامه مطلب